هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری، ویژه فلسطین

نقد مستند «دارتاش»

نقد مستند «دارتاش»

رحیم ناظریان

یک رنج دوگانه به خاطر مین ها

تلاش عوامل تولید از کارگردان تا تصویربردار بر این اصل استوار است که از آغاز تا پایان مستند، راز حرفه یک نجار کرد که مشغول ساخت مصنوع متفاوتی است فاش نشود. به همین دلیل تصاویر و یا گفتاری که می تواند این راز را افشا کند، در طول زمان مستند به صورت کنترل شده اجرا می شود. قاب ها هیچگاه فاش نمی کند این مصنوع، یک پای مصنوعی است که قرار است برای آدمهایی بکار رود که از انفجار مین ناقص شده اند.

مستند «دارتاش» همانطور که به خوبی بدون توضیح اضافه در گفتار و تصویر، صرفا با بیانی سینمایی روایت را پیش می برد، دارای درونیات و محتوایی چند کارکردی است. یعنی دایره تاویلی محدودی بر مستند حاکم نیست تا احیانا با کشف راز انتهایی، مستند از تب و تابِ تاثیرگذاری بیافتد. قاعدتا آثاری که تمام هم و غمشان حفظ یک راز تا پایان روایت و افشای آن در لحظات پایانی اند، پس از یک بار دیدن، دیگر جذابیتی برای تماشای مجدد ندارند؛ چرا که راز، حل شده و تماشای مجدد به دلیل کشف امر پنهان، دیگر لطفی ندارد. با این حال مستند «دارتاش» آنچنان متکی بر راز پایانی اش نیست؛ چون در لایه ای زیرین، تفسیرها و خوانش هایی را ایجاد می کند.

نکته اینجاست مخاطب قرار است کدام رنج را به دوش بکشد؟ رنج آنهایی که روی مین رفته اند و قرار است یک عمر بدون پا، ساق و ران پایشان را درون تنه درختی تراشیده شده بگذارند و به ادامه زندگی شان با تمام مشقتش برسند، یا رنج تولید همین پاهای مصنوعی که در سخت ترین محیط و شرایط تولید می شود. بله… نکته همین است. مستندساز حتی برای تولید این پاهای درختی، مشقت استادکارِ عجیب را برجسته می کند. فضای برفی و یخبندان و مردی میانسال به زحمت تنه درختی را می بُرد و از جنگل به کارگاهش می بَرد. راهی سخت و باری سنگین و البته کاری زمان‌بر که باید در طول آن یک تنه درخت مبدل به پایی چوبی شود که علاوه بر شکیل بودن، مناسب و راحت نیز باشد. با این رویکرد می توان مستند «دارتاش» را در دو وجهِ مشقت دریافت نمود. یکی رنج آنهایی که انفجار مین های رها شده از جنگ جانشان را تهدید می کند یا نقض عضوی همیشگی به واسطه آن دارند و دیگری خود شخصیت محوری و مشقتش که پای مصنوعی را با رنجی مثال زدنی می سازد.

«دارتاش» بدون حاشیه ورزی و توضیح واضحاتی که مستندهایی اینچنین در قبال ایده و محتوای خود می دهند، مستندی انتقادی است. به عبارتی انتقاد از سیاست ها یا ناملایمات و یا کوتاهی های جامعه و حکومت در قبال آسیب دیدگان مین، در این فیلم کشف شدنی است تا دیدنی یا شنیدنی. سوالی که مخاطب احیانا از خود خواهد پرسید این است که اینجا کجاست و در دورانی که اغلب کشورها برای بازماندگان و مجروحان جنگ از تکنولوژی هایی تازه برای رفع رنج بهره می برند، چگونه همچنان این شکل از عدم حمایت می تواند وجود داشته باشد؟ چه در جمع آوری مین ها، چه در حمایت از معلولان مین!

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه