چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «چمرانم آرزوست»

نقد مستند «چمرانم آرزوست»

رحیم ناظریان

تمثالی از سجایای مثبت اخلاقی

مستند «چمرانم آرزوست» از آن دست مستندهاست که برای نوشتن درباره اش، چاره ای جز شرح مو به موی خود اثر نیست. این بدان معناست که مستندساز طرحی برای بیانی فیلمیک و البته تاثیرگذار ندارد. هرچه قرار است به مخاطب منتقل شود بر دوش شخصیت محوری مستند، یعنی دکتر چمران و جذابیت زندیگنامه ای او است. روایت در مستند «چمرانم آرزوست» نیز جز تمثالی از سجایای مثبت اخلاقی و عقیدتی و اصول چمران که بیش از هر چیزی پیشتر در رسانه های داخلی از آن آگاهی داریم نیست. مستندسازی صرفا یادآوری یا شرح مجدد یک سوژه به مخاطب برا زنده نگاه داشتن یاد و خاطره ی عزیزی یا نکوهش دشمنی قدیمی نیست، بلکه پرداختی تازه، حرفی جدید و موشکافی لایه ای بدیع از سوژه ای حتی تکراری است که قرار است پس از کاوش های پیشین به مخاطب منتقل شود. اینجا چه چیز درمورد چمران بیان می شود؟ تمام اطلاعات، همان هایی است که با سرچ کلمه «چمران» در خط اول گوگل یعنی «ویکی پدیا» می توان بیشتر و کامل تر بدان دست یافت. اینکه او کجا به دنیا آمد و خانواده اش که بود؟ کجا و در چه رشته ای به تحصیل پرداخت؟ چرا از آمریکا به لبنان رفت؟ و… به کار اثری که قرار است با عنوان مستند، وظیفه ای دیگر را به دوش بکشد نمی آید. به عبارتی چنین آثاری نه تنها خدمتی بر سوژه و معرفی صحیح او نمی کنند، حتی به کار نسل هوشمند جدید و مخاطب امروزی که آثاری به مراتب قوی را از رسانه های مختلف در دسترس دارند، نمی آید.

مستندساز گرچه در اثرش حتی از صحنه هایی بازسازی شده با هزینه ای بسیار بهره برده است، (اگر این بازسازی اورجینال باشد) اما بازسازی این لحظات تاریخی نیز چنگی به دل نمی زند، چرا که اینها برش هایی بی اهمیت و کوتاه از مختصر لحظات زندگی سوژه هستند.

اینگونه که بازسازی لحظات تاریخی در مستند «چمرانم آرزوست» فقط اختصاص دارد به دقایقی کوتاه از خود تاریخ که در آن با نریشن سعی بر القای حضور چمران در صحنه دارد.

 مستندی کوتاه که با نریشن، بازسازی، مصاحبه و آرشیو سعی دارد فقط نقاط عطف زندگی چمران را به صورت تیتروار بیان کند. این تیتر ها آنچنان کوتاه هستند که حتی مبحث شهدات چمران در جنگ در این مستند در حد یک جمله و چند پلان کوتاه بیان می شود. این شکل بیان هیچ شباهتی به عنوان مستند ندارد و فقط یک اعلان است.

مستندساز تلاش دارد خلا ایده ی جدید در اثرش را با مصاحبه ای که با نزدیکان و همرزمان چمران در لبنان ترتیب داده است، پوشش دهد. اینگونه که در لوای این مصاحبه ها، مخاطب علاقه مند به این سوژه، نکته ای تازه از چمران بیابد که تا کنون نشنیده و ندانسته است، اما محتوای این مصاحبه ها چیست؟ همان چیزهای قدیمی که قبلا از مجاری دیگر از آن مطلع شده ایم. پاره هایی تقدیر گونه و شرح شخصیت چمران. کافی است فرم روایت این مستند را با این روش متصور شویم که مصاحبه ها با همرزمان لبنانی، حاوی خاطراتی تلخ و شیرین از چمران بود یا روایت اینگونه پیش می رفت که ما در خلال مصاحبه ها، به جای تقدیر صرف، بخش هایی از ناگفته ها، مشقات جنگ، تصمیمات و خلاقیت نظامی چمران یا حتی اگر اشتباهی از او وجود داشت را میدیدیم. در حالت کنونی، چاره ای نیست که مستند «چمرانم آرزوست» را فقط یک اثر تبلیغی مستقیم بدون هیچ خلاقیتی در روایت قلمداد کنیم.

مستندساز حتی با توجه به عنوان مستند، ایده ی مختصر و بدون زمینه اش در قبال سردار سلیمانی را نیز به خوبی اجرا نمی کند. در پلان های پایانی، بدون مقدمه، ایدئولوژی دکتر چمران با ایدئولوژی سردار سلیمانی پیوند می خورد، تا فقط این نکته یادآوری شود که راه این دو یکی است و فقط تاریخ مشمول گذر شده است. این ایده، از آنجایی که از ابتدا تا قبل از پلان های پایانی مستند، پرداخت نمی شود، حکم وصله ای را دارد که به زمینه مستند نمی نشیند. اگر مستند از ابتدا تا پایان این ایده ی یکی بودن عقاید دو سردار نظامی را پوشش می داد یا رویه ی مستند در راستای پرداخت این ایده بود، آنگاه می شد، پلان های پایانی را در حکم جمع بندی اثر پذیرفت.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه