ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «خون بها»

نقد مستند «خون بها»

رحیم ناظریان

بی پروا درباره ی ارابه های مرگ ایرانی

سؤال اینجاست مستندساز موفق به دعوت یا حضور متولیان صنعت خودروسازی در مستندش نمی شود تا بلکه پاسخی بر این همه درد داشته باشند، یا عدم حضور متولیان این صنعت جزئی از پروژه ی این مستند است؟ جالب است به این نکته فکر کنیم اگر مسئولی از صنعت خودروسازی ایران در برابر فجایع بیشمار برشمرده در این مستند حضور می یافت، چه استدلالی یا توضیحی یا بلکه قطره اشکی برای پاسخ ارائه می نمود؟ اینکه این نوشته نیز با طرح سؤال شروع می شود، به این دلیل است که در مستند «خون بها» تنها این سؤالات بی پاسخ هستند که تولید رنج در مخاطب می کنند و مستند تنها در این بستر می ماند که در حال حاضر ماجرا آنقدر بغرنج هست که مجالی برای پاسخ وجود ندارد. اوضاع بی شرمانه است. از مرگ و میرهای ناشی از صنعت مفلوک خودرو در ایران و نگاه باری به هر جهت متولیانش گرفته تا میزان سودآوری اش همگی تنها شرح علت هستند و شرح خود بی مبالاتی ها و مستند راهکارهایی برای برون رفت از فاجعه نیز ارائه می کند، اما آنچه اهمیت دارد، غیاب آنهایی است که می طلبید در پلان هایی از این مستند باشند تا حرفهایشان در کنار انتقادات شنیده شود.

نکته ی بسیار مهم این است که از یک سو صنعت خودرو در ایران با ضعیف ترین کشورهای دنیا از نظر مرگ و میر همتراز است و از سوی دیگر بیش از هشت برابر کشورهای قدرتمند در خودروسازی سودآوری دارد.

به طور مثال طبق اطلاعاتی که در مستند «خون بها» ارائه می شود، آمار سازمان بهداشت جهانی درباره درصد جانباختگان تصادفات جاده ای نسبت به کل مرگ و میر در سال 2017 این را نشان می دهد که ایران همتراز با کشورهایی چون لائوس، کامبوج، پاکستان، گابون، زیمباوه، موزامبیک، کنگو، چاد و آنگولاست و از نظر سودآوری یک فقره خودرو و نه کل صنعت، میزان بسیار بالایی درخواست سود دارد. هر طور که به ماجرا بنگریم نمی توانیم خودمان را متقاعد کنیم در کشوری که بنا به مقتضیات دینی داعیه ی اخلاق و انسان مداری دارد، صنعت خودرویش محملی برای کلاه‌برداری های کلان و مافیایی سازمانی نیست.

مستند «خون بها» تکان دهنده است و بی پروا به دل موضوع می زند. گرچه این شکل از مستندسازی و چنین نگاه افشاگرانه ای، تنها به دلیل فضای بسته ی رسانه ای در ایران و مماشات با چنین فجایعی، جذاب به نظر می رسد و در کشورهای توسعه یافته امری بدیهی و طبیعی است، اما مستند «خون بها» در فضایی تولید می شود که سالهاست کسی جرئت نیم اشاره ای بر موضوعی چنین دلخراش را ندارد. تصور اینکه سالهاست در بدنه سیستم، همچون مجلس و دیگر ارگانها، انتقادات فراوانی بر صنعت خودرو وارد می شود، اما کوتاه زمانی است که این انتقادات وارد حوزه ی رسانه ای شده است.

مستند با کارشناسان متعددی حرف می زند تا این نکته در روایت تشریح شود که ایران در زمینه ی تحقق آرزوهای دور تولید خودرو، همتراز با کشورهای پیشرفته، از نظر منابع انسانی و امکانات، چیزی کم ندارد و عامل اصلی چنین فاجعه ای در عقب نگاه داشتن این صنعت تنها سودآوری بیشتر برای مافیایی است که به شکلی عادلانه جا به جا می شود. آنچه از مستند «خون بها» به دست می آید، وجود قطعی عواملی رانتی و مافیایی است که به طرزی بسیار منصفانه سهم خود را از خون شهروندان ایرانی می طلبند و این سهم را با عادلانه ترین حالت ممکن بین خود تقسیم می کنند.

آنچه شوک حاصل از کشف فاجعه را تا حدودی در مستند «خون بها» تحت تأثیر قرار می دهد، شمول مرور زمان از نظر بخشی از اطلاعات ارائه شده است. به دلیل رشد افسارگسیخته ی تورم و اطلاعات آماری از قیمت های خودروهای تولید داخل در این مستند (قیمت سال 98)، در زمان دیدن این مستند (شهریور 99) این قیمت ها تبدیل به خاطره شده اند. حرف از قیمتی کمتر از 40 میلیون برای یک خودرو در صورتی است که هم اکنون نزدیک تا سه برابر آن قیمت، با تمنا می شود تهیه اش نمود.

مستند «خون بها» در دو زمینه سیر می کند. یکی نقد بر روش تولید و مافیای خودرو و دیگری تشریح استعداد لگدکوب شده ی داخلی که مجال ارائه ی پتانسیل خود را ندارد. علاوه بر حضور منتقدان داخلی و مسئولان منتقد بر مافیای خودرو و گفتگو با آنان، مستندساز با چندی از مغزهایی که به خارج از ایران کوچیده اند و حالا در جایگاهی بسیار معتبر در تولید خودرو در شرکت هایی بزرگ فعالند نیز مصاحبه دارد. حاصل همنشینی این دو طیف، نتیجه ای دارد که مستندساز در خفا بدان اشاره دارد. اینکه مافیای خودرو دلایلی برای عدم نوسازی خودرو در ایران دارد و برای عدم تحقق این نوسازی وقعی بر استعدادهای بیشمار داخلی نمی نهد. نتیجه اینکه سازمان بسیار واضح مافیایی، با نوسازی خودرو یقیناً سود بسیار بالای خط تولید خودروهای از رده خارجش را از دست خواهد داد. به همین دلیل می توان همنشینی دو زمینه ی انتقادی مستند را ارزشمند و زیرکانه تلقی کرد؛ چرا که اینجا ماییم که با دریافتمان از فحوای کلام آنها نتیجه ی بسیار دردناک موضوع مستند را کشف می کنیم. به قول یکی از کارشناسان حاضر در مستند (نماینده مجلس و مسئول تفحص از خودروسازان): «از یک طرف فساد ریشه دوانده و نفوذ آنها قوی شده و از طرفی دیگر شبکه فشل مدیریتی بزدل نفوذ پذیر. به زور نباید مردم را سوار ارابه های مرگ کرد…»

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
4.9/5 - (10 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

۲ دیدگاه

مرتضی
یکشنبه 23 شهریور 1399 ساعت 23:03

خواهش میکنم مجدد این مستند را پخش کنید.
واقعا به حال خودمون باید گریه کرو

پاسخ
نفیسه رضایی
یکشنبه 20 مهر 1399 ساعت 22:36

جسارت شبکه ی مستند برای پخش این مستند قابل تحسین بود…امیدوارم بازم شاهد چنین کارایی باشیم

پاسخ