چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «پرش بلند»

نقد مستند «پرش بلند»

رحیم ناظریان

تاریخ جاسوسی و خیانت

با مستندی مواجهیم که نزدیک به چهل بازیگر دارد، نه به این دلیل، بلکه بنا بر دلایلی که از شناخت ساختار فیلمنامه، شکل تدوین، شخصیت پردازی، میزانسن و کارگردانی و مواردی از این دست در سینمای داستانی سراغ داریم، مستند «پرش بلند» تا حدودی فراتر از مستند به نظر می رسد. گویی تمامی ابزارهای سینمای قصه گو در تولید مستندی تاریخی- سیاسی، تلقی عنوان مستند را معلق می کند. حتی انتخاب شیوه ی «بازسازی» برای بازنمایی، در قالب اثری مستند، راه را برای چنین واکنشی هموار می سازد. با این حال نمی توان با اتکا بر عنوان «مستند داستانی» (docudrama) چالش پیش روی مستند «پرش بلند» را حل شده پنداشت. در ابتدا، عناصر فیلمیک در داکیودرام بر سبک و سیاق مستند برتری دارد. به عبارتی داکیودرام را در آغاز «فیلم» می دانیم و این فیلم با رویکردی مشترک، داده های استنادی که اغلب در گونه ی مستند شهیر هستند را از آن خود می کند. بنابراین مستند «پرش بلند» را می توانیم با توجه بر تمامی عناصر ساختاری و محتوایی و نیل بر موضوعی تاریخی و واقعی، فیلمی داستانی قلمداد کنیم که با شیوه ی رایج تولیدات مستند تهیه شده است. با این حال تفکیک عنوان هایی که مدیوم را مشخص می کنند، امروزه با وجود تعدد شیوه های ترکیبی و حتی نوآورانه دیگر خیلی جای بحث ندارند، اما با وجود شمایل ظاهری و فرم، یقینا آگاهی از مدیوم می تواند حتی ابزاری باشد برای بازشناخت بهینه یک اثر.

مستند «پرش بلند» روایت تاریخی و البته رازآلود به همین نام به سال 1943 است که قرار بود با اجرای آن، روزولت، چرچیل و استالین، سران سه کشور آمریکا و بریتانیا و شوروی در سفرشان برای شرکت در کنفرانس تهران ترور شوند.

اجلاسی سر بسته که نتایجش ترسیم چهره ی جهان برای پس از جنگ دوم بود و اینکه در اطلاعیه نهایی اش تضمین داده شد استقلال ایران حفظ گردد. البته که مستند «پرش بلند» درباره اهداف این اجلاس و نتایجش نیست و موضوع اصلی آن چگونگی اجرای داستان ترور است که از طرف هیتلر پیشنهاد شده بود. مستندساز با موضوعی طرف است که همچنان در صحت و راستی اش شک و شبهه وجود دارد و برخی منابع به قطع آن را ساخته و پرداخته ی ذهن کمونیست ها می دانند. به همین دلیل است که شیوه ی بازسازی برای بازنمایی ماجرا، بهترین شیوه خواهد بود، چرا که اینجا امر واقعی، رویدادی است معلق که خود تاریخ نیز از چند و چونش به درستی مطلع نیست.

در این شرایط با مرور کوتاه و مجدد مستند «پرش بلند» میتوانیم ساختار اثر که از ادقام دو شیوه ی «بازسازی» و «آرشیو» تشکیل شده را تحلیل نماییم. آنجایی که مربوط به واقعه ی تاریخی تحقق یافته است، آرشیو به عنوان ابزاری که راستی را تزریق می کند به کار می آید. آنچه تاریخ بر ما عرضه داشته، اینک در مستند «پرش بلند» جای تامل ندارد، چرا که سوژه ی جذاب برای تولید کننده، نه خود واقعه تاریخی، بلکه حاشیه ای معماگون است در قالب نقشه ای برای ترور. تشریح تاریخ اگر به عنوان اصل ماجرا در مستند استفاده می شد، احتمالا تکرار دانسته هایی بود که در اغلب آثار تلویزیونی مستند در جهتی تبلیغی یا آموزشی شاهدش هستیم. اینجا آرشیو تاریخی به نظر بدیع می رسد. به نوعی مستندساز در تهیه ی این آرشیو تازه که پیش تر، از آن بهره هایی مشابه در تولید مستند برده نشده، بخشی از وظیفه اش را به درستی انجام داده است. تصاویر رنگی از اجلاس تهران متعلق به 1943با حضور سه رهبر متفقین جنگ دوم جهانی موردی است که می توان از آن یاد کرد. اما بخش دیگر مستند اختصاص دارد به ماجرای مهر و موم تاریخی که به دلیل فقدان آرشیو، ناچارا پناه بردن بر  شیوه ی بازسازی را توجیه می کند.

حال با وجود آگاهی ما از موضوع سوال برانگیز مستند و قبول این نکته که حتی چنین تاریخ مجهولی نیز جای پژوهش دارد، مساله اصلی چگونگی بازسازی است که اهمیت می یابد و نه ارزش یا اعتبار آن. در مستند «پرش بلند» بازسازی با شیوه ی سینمایی اش مد نظر است. از دکوپاژ تا میزانسن و نورپردازی و تدوین و به طور کل تمامی عناصر اجرایی و تولیدی ماهیت اثر را از اعتبار استناد مبرا می کند. آگاهی از مصاحبه های ساختگی که مفاد آن حاصل پژوهش است و می دانیم که از اساس چنین مصاحبه ای وجود خارجی نداشته، لطمه ای است که بر عنوان مستند بودن فیلم می زند، هرچند فیلمِ داستانی بودن آن را تا حدودی از انتقاد دور می دارد. حضور بازیگر کم و بیش آشنایی که در نقش مادر رضا شاه روبروی دوربین فیک و مصاحبه ی فیک به گفتگو با خبرنگار فیک می نشیند، برای قبول ارزش استناد چنگی به دل نمی زند. یا همین بازیگران ایرانی در نقش جاسوسان خارجی در حال مصاحبه به زبان لاتین، از اساس ذات مستند بودن را زیر سوال می برد. گرچه بسیارند مواردی با شیوه ی یاد شده در تاریخ مستند که بازسازی با چنین شمایلی را برای بازنمایی تاریخی ملاک قرار می دهند، اما اینجا آگاهی ما از شبهه ی تاریخی و عدم اطمینان از وقوع حقیقی رویداد، بازسازی، آن هم با حضور بازیگران ایرانی را دلپذیر جلوه نمی دهد.

مساله ی دیگر روایت پریشان مستند است. حضور حجم انبوهی از شخصیت های مرتبط با ماجرای ترور و پیچیدگی موضوع که بی ارتباط با پیچیدگی سوژه ای درباره ی جاسوسی نیست، در مستند «پرش بلند» به خوبی اجرا نمی شود. رویداد فرعی بسیار زیادی در اثر وجود دارد که یا پرداختشان بدون ضرورت اینگونه طویل در نسخه نهایی مستند آمده است و یا با وجود پرداخت بیش از اندازه، نهیتا عقیم رها می شوند. (همچون سرنوشت واندا که در پایان تنها با پانوشت پرداخت می شود) عدم نظم روایی نتیجه ی وجود همین تعدد پرسوناژ تاریخی برای بسط روایتی پیچیده است.  به طور مثال مارجرای دختر لهستانی جنگ زده به نام «واندا پولاک» و نحوه ی آشنایی اش با یکی از چهره های اصلی روایت یعنی جاسوس دوجانبه انگلیس و آلمان به نام «ارنست مرسر» آنچنان با جزئیات پرداخت می شود که برای لحظاتی این توهم شکل می گیرد که احتمالا این ماجرای عشقی بین این زن و مرد موضوع اصلی مستند است. طولانی شدن سکانس دختر و رابطه اش با «مرسر» این سوال را نیز ایجاد می کند که تاکیدگذاری مستندساز بر این حاشیه، چه اهمیتی در روایت اصلی دارد؟ نه اینکه دختر لهستانی مهاجر در ایران، نقشی در شکل دهی بر گره اصلی ماجرا نداشته باشد، اما چنین پرداخت پر و پیمانی از عاشقی اش، به یقین روند اصلی روایت را دچار وقفه می کند. پس از لحظات بسیار طولانی در آغاز مستند درباره ی بررسی شرایط جهانی دوره ی زمانی و شرایط جنگ دوم که می توان آن را مقدمه ای طولانی برای موضوع مستند قلمداد کرد و در این مقدمه ی طولانی شاهد تحلیل و بازشناسی رویدادهایی تاریخی که منتج به کنفرانس تهران می شود، به ناگاه ماجرای عشقی این زن و مرد زمان بسیار طولانی از مستند را اشغال می کند و تداوم روایت اصلی را تا حدودی تحت تاثیر قرار می دهد. انگار این ماجرای عشقی کلا یک مستند دیگر است که پس از حدود 30 دقیقه ی آرشیوی ابتدایی، به ناگهان با فرمت بازسازی به کار تحمیل می شود. بنابراین از نظر شکلی نیز چنین پاساژ روایی با روند اثر همخوانی ندارد.

تعدد رویداد فرعی آسیبی دیگر نیز بر کلیت کار وارد نموده است. عدم همخوانی سکانس های پی در پی با هم چه از نظر شکل (بازسازی آشکار و آرشیو ناب) و چه از نظر ساختاری، به دلیل همین تکثر واقعه ی فرعی است. اینگونه که سکانس های موازی با وجود تعدد و طولانی بودن، پشت به پشت به صورت جداگانه با پرش هایی ناگهانی که مکان و زمان را تغییر می دهد، در اثر گنجاده شده است. شاید ابتکار عمل برای فرار از این ضعف آنجایی بود که به جای چینش چنین سکانسهایی طولانی در پی هم، ساختار اثر از این حالت، کاملا به اپیزودیک تغییر می کرد. در حالت کنونی که شاهد سکانسهایی به شدت طولانی هستیم، برای زمینه چینی به طور مثال در جای جای اثر برش های بسیار کوتاه از رفتار و اعمال بی کنش شخصیت ها در حد فاصل دو سکانس را شاهدیم. به طور مثال «تاج الملوک» مادر شاه قبل از سکانس اختصاصی خودش، در یک برش کوتاه به صورت منفعل، فقط برای معرفی جلوی دوربین می نشیند. حتی اگر ساختار اپیزودیک را متصور نباشیم می شد این روایت پیچیده با چنین رویکردی که ملالت را با تطویل می آفریند، به شکلی دیگر ارائه شود. به عبارتی رویدادهای متعدد روایی، متکثر می شدند. اینگونه که یک رویداد طولانی فرعی با زمینه چینی در روایت کلی داستانی، به اجزایی کوچک تر تقسیم و در طول اثر منتشر می شد. مثلا ماجرای عشقی و ماجرای ابتهاج و ماجرای کنفرانس با امکاناتی که فیلمنامه در اختیار می گذارد به گونه ای درهم تنیده اما قابل درک ادغام می شد.

مستند «پرش بلند» با وجود چنین ضعف های بیانی در ساختار، اثری است که از نظر کشش خوب عمل می کند. وانهادن رویداد تاریخی ماهیت کنفرانس تهران که به نظر ارجح می نماید و دل بستن بر رویدادی حاشیه ای برای ترور سران کشورهای مهمان، مساله ای است که می توان سوژه را با اتکا بر آن ارزشگذاری کرد. مستندی که زیرکانه القا می کند، بخشی از تاریخ ما در دورانی پر فراز و نشیب با تاریخ جاسوسی و خیانت پیوند خورده است. خیانتی سیستماتیک و یا فردی!

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه