چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «بختیاری ها»

نقد مستند «بختیاری ها»

رحیم ناظریان

زندگی خانوادگی عشایر

چه چیزی حائز اهمیت است؟ کوچ بختیاری ها و سبک زندگیشان یا اصالتشان؟ عنوان مستند به نظر به شدت کلی است و به طور فراگیر در حال شناساندن تباری، مردمانی و فرهنگی اختصاصی است، اما در این نوشته با اتکا بر همین عنوان کلی به مواردی جزئی در این مستند خواهیم رسید.

  در نگاه اول مستند «بختیاری ها» اثری است مردم نگار که ویژگی ها و سبک زندگی بختیاری های لرستان در اطراف کوه‌های اشترانکوه را بررسی می کند. سوژه ای که بارها و بارها در تولیدات تلویزیونی و سینمای مستند مورد توجه تولیدکنندگان قرار گرفته است. با توجه به وجود عنصر «کوچ» در مناسبات زیستی عشایر بختیاری و پرداختن بر این موضوع در مستند «بختیاری ها» می توان این اثر را با مهمترین و قدیمی ترین نمونه ی تولیدات مستند در اینباره در سطح جهانی یعنی «1925-علف» ساخته ی مریان کوپر قیاس کرد. اثری که به نظر همچنان جالب توجه ترین نمونه، هم از جنبه ی فنی و هم تاریخی و استنادی است. نکته ی اصلی در آن مستند مشهور که همچنان پس از یکصد سال تازگی دارد، تاکید تولید کننده بر یک امر برجسته و کلید ی است. «نبرد یک ملت برای زندگی» در مستند «علف» که این عبارت تکمیل کننده ی عنوان اثر نیز هست، درونمایه ی به شدت جذابی است که در طول اثر با پرداختی موشکافانه مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین مستند علف تنها بر امر قابل پیش بینی در این گونه از تولیدات مستند، یعنی «سبک زندگی» بسنده نمی کند و فراتر از چنین زاویه ی معمول، به حماسه سازی روی می آورد. قرار بر این نیست که پس از «علف» تمامی مستندها با موضوع بختیاری ها، همان صورت را پی بگیرند، اما یقینا فارغ از محتوایی حماسی که عنوانِ «نبرد یک ملت برای زندگی» ایجاد می کند، عنصر «کوچ» به عنوان وجه مشترک تمامی آنها، می تواند بستری باشد تا رویکردهایی تازه و جالب توجه، چه بسا فراتر از «علف» ساخته ی مریان کوپر، در تولیدات مستند با این موضوع شکل گیرد.

به زبان دیگر اینجا در مستند «بختیاری ها» و احتمالا قریب به اتفاق مستندهایی که درباره عشایرند، چیزی به نام «کوچ» وجود دارد که به خودی خود پتانسیل بازنمایی هایی مداوم و متعدد و متفاوت خواهد داشت.

با این حال «کوچ» در روایت مستند «بختیاری ها» نیز اصلی ترین ابزار است. چیزی است نمایشی که در خود حماسه ای برای بقا تولید می کند. این سبک زندگی، خشونت هایی نیز در خود دارد که دلایلی فراوان سبب بروزش هستند. خشونتی اعم از زیستنی نسل اندر نسل در دل طبیعت با مشقاتش و یا روح سلحشوری که با اسلحه ی همراه مردان ایل، نمایان است. در مستند «بختیاری ها» نیز رودخانه ای که از منظر ما جاذبه ای است طبیعی، خشونتی دارد که کوچ را مشکل می کند. چهارپایان و گوسفندان با سیم از بلندای رود خروشان به آن سو هدایت می شوند، مادری حتی گاهی بیست روز بی آنکه بر قاطری بنشیند به خاطر نوزادش، پیاده مسیر صعب کوچ را می پیماید، صخره ها و دره هایی نیز هست که باید طی شوند و… با وجود تمام این موارد، سه مساله اساسی دیگر درونمایه ی مستند «بختیاری ها» را شکل می دهد که «کوچ» را تا حدودی به حاشیه می کشاند.

مستند را با خطوطی نامرئی میتوان به دو بخش تقسیم کرد. یکی سازکار جشن و دیگری ساز و کار عزا. این دو محتوا در قالب یک عروسی و یک مرگ خویشاوند به نمایش در می آید. بخش ابتدایی یا نیمه اول مستند گرچه اشاره ای به اندازه، درباره ی سبک زندگی عشایر است، اما به صورت کلی بر جشنی عروسی تاکید می ورزد. در خلال برگزاری همین عروسی است که سبک زندگی عشایر بیان می شود. نیمه ی دوم مستند نیز با مرگ پدر لیدر و یا راوی مستند آغاز می گردد. نیمه ای که تمام آنچه در بخش ابتدایی شاهدش بودیم به شکلی متفاوت ارائه می شود. ابزار مراسم جشن و عروسی تغییری نمی کند بلکه آئین و مراسم است که ماهیت و معنای ابزار را تعریف می کند.

با توجه بر دلایل حضور دو بخش یاده شده در مستند «بختیاری ها» می توان پایان بندی مستند را با توجه به فضای اثر قابل اعتنا دانست. یک پایان بندی که سعی در تکمیل دو بخش نخست دارد. راوی مستند که خود یکی از عشایر است، برای سور و سات تولد نوه اش راهی شهر می شود. گرچه به ظاهر در مستندی که بیش از 90 درصد فضابیش تصاویری متعلق به زندگی عشایری است، یک پایانبندی در محیط شهری چندان دلچسب به نظر نمی رسد، اما وقتی دو بخش ابتدایی، عروسی و مرگ باشد، بی شک این پایان بندی با محتوای تداوم نسل و ادامه حیات، بیراه نیست. به همین دلیل می توان حتی عنوان کلی مستند را که اشاره بر تمامیت بختیاری ها دارد، پسندید، چرا که این عنوان اشاره ای بر وجود و عینیت و تداوم نسل بختیاری ها نیز دارد. گرچه حسی که این پایانبندی منتقل می کند تا حدودی اصالت عشایری را زیر سوال می برد، چرا که تغییر فضایی طبیعی به شهری، نشانه ای است برای تغییر سبک زندگی نسل تازه ی عشایر. کودک عشایری که به دنیا می آید، هم اکنون در محیط شهری زندگی می کند و رسومی که در خلال عروسی و مرگ، در این مستند شاهدش بودیم حالا دیگر در قبال «تولد» مجال نمایش ندارد.  به زبان دیگر مستند «بختیاری ها» را میتوان اثری نامید درباره ادامه ی حیات جامعه عشایر بختیاری و مرگها و زایش هایشان حتی با تغییر آهسته ی سبک زندگی!

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه