هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری، ویژه فلسطین

نقد مستند «مهاجران»

نقد مستند «مهاجران»

رحیم ناظریان

معنایی فراتر از مهاجرت

موضوعی که در مستند بدان پرداخته می شود، به عنوان «مهاجران» به نظر ارتباطی ندارد. ویلاسازی غیربومی ها در اراضی شمال کشور و یا به زبان دیگر فروش سرسام آور ملک در شمال کشور توسط بومی ها به غیر بومی ها، فرایندی نیست که با عنوان «مهاجران» بشود نام گذاری اش کرد؛ چرا که اغلب این ویلاهای مدرن یا املاک فروخته شده در جهت خوش نشینی یا تجارت ساخته یا معامله می شوند. درج عنوان «مهاجران» به خرید و فروش املاک در شمال، به نظر اشتباهی محاسباتی است. آنهایی که در کوهپایه ها یا مناطق ساحلی شمال ایران به عنوان بومی ساکنند، احتمالا خوب می دانند که رونق ویلاسازی های آنچنانی در شمال، بیشتر توسط خوش نشینان تهرانی یا متمولین سایر شهرهای ایران صورت می گیرد و کمتر به چشم می خورد که کسی با نیت مهاجرت و ترک زادگاه برای همیشه پای بر شمال کشور  بگذارد. اگر نگاهی گذرا بر لغتنامه ها و کتاب های شرح و معنی واژگان زبان فارسی نیز بیاندازیم، کلمه مهاجر یا مهاجرت و مهاجران به معنی «ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن» است. (لغتنامه دهخدا)

جالب اینجاست که در خود مستند «مهاجران» نیز همه ی مسئله، معنایی فراتر از مهاجرت دارد و یک جور یورش یا بی عدالتی در خرید و فروشهای املاک استان های شمالی، خاصه گیلان توسط غیر بومی ها مورد بررسی قرار می گیرد. به طور مثال فروش زمین توسط یک روستایی با بنیه ی مالی کم به خریداری غیربومی با توان مالی بالا، نهایتا او را با سرنوشتی در حد و اندازه ی «سرایدار» یا «سرایدار شدن» دچار می کند. اشاره ی بومی ها بر این اصطلاحِ «سرایدار» در مستند «مهاجران» خود معنایی روشن دارد. اینکه خریدار احتمالا در خانه ویلایی اش حضور مستمر ندارد و با اجیر کردن یک سرایدار، امنیت آنجا را تامین می کند. بنابراین در موارد بررسی شده و اشاره شده در خود مستند نیز نامیدن «مهاجران» بر خریداران غیربومی اشتباه به نظر می رسد.  خوش نشینانی که تنها برای چند روز در سال یا ماه یا حتی هفته به شمال می آیند، ویلاسازی شان در زمین های زراعی یا باغات، تنها جایگزینی برای اجاره کردن خانه ها گردشگری غیر رسمی و یا حذف اسکان در هتل هاست و به هیچ عنوان معنی مهاجرت نمی دهد.

گرچه می دانیم که از خیل عظیم خریداران غیربومی، درصدی یقینا اندک می توانند این لقب مهاجر را به خود داشته باشند. شاید «یورش گران» کلمه ای به مراتب مناسب تر برای موضوعی باشد که مستندساز بدان پرداخته است.

مستند «مهاجران» مساله ای بغرنج را شرح می دهد. آفتی را حلاجی می کند که از دو سوی موافق و مخالف ماجرا با ایراد و بدون ایراد به نظر می رسد. اینگونه که مستندساز هم گفته های بومی هایِ در نقش فروشنده را در اثرش درج می کند و هم گفته های غیربومی هایِ در نقش خریدار را. همین اتفاق سبب می شود تا بحثی دیگر در میانه ی این دو طیف شکل بگیرد که البته در مستند «مهاجران» آنچنان مفصل بدان پرداخت نمی شود. اگر به قول گفته ی یکی از افراد جلوی دوربین که نظرش برای مستندساز حائز اهمیت بوده، خرید و فروش املاک امری همیشگی و طبیعی در اعصار مختلف به حساب می آید، پس در این میان، چالش حاصل از این رویداد متوجه چه کسی یا کسانی می تواند باشد؟ به عبارتی با شنیدن نظر مخالفان و موافقان، خرید و فروش به ذات امری غیرقانونی نیست، اما نتایج آن هزاران پیامد ناگوار را به همراه خواهد داشت. اینجاست که مستندساز می توانست برخلاف خیل زیاد چنین مستندهایی که همواره نتایج فاجعه را نمایش می دهند، به دلایل بروز آن می پرداخت. به طور مثال چه می شود اگر حداقل پس از خرید و فروش ملک توسط غیربومی ها، معماری و مبلمان روستایی منطقه ی مورد نظر با توجه به تمهیدات دهیاری ها نامتوازن نمی شد؟ یا زمین زراعی پس از فروش به غیر بومی به راحتی تغییر کاربری نمی داد؟ در مستند «مهاجران» فقط نتیجه مهم است. اینکه خانه های لوکس باعث نوعی تنش روانی در بومی ها خواهد شد، یا سیل مسافران و مهمانان فصلی، امکانات معیشتی را تقلیل خواهد داد. این نکات فقط در حد نتیجه ی آفت هستند که با اولین سرچ در اینترنت می توان به موارد بیشتری از آن به آسانی دست یافت. چیزی که اینجا می توانست قابل توجه باشد، تمرکز بیشتر مستندساز بر راهکارهایی است که به بحران سر و سامان دهد یا حداقل چهره ی مسبب فاجعه را نمایان سازد.

در چنین مستندی که تعداد زیادی چهره ی بومی و غیر بومی از جلوی دوربینش می گذرند، به نظر جای خالی دهیاران روستایی به شدت خالی است. آنهم در صورتی که شنیده ها و اخبار حاکی از آن است که تعدای از همین متولیان روستایی به مقوله ی فروش زمین های بومیان به غیر، به چشم منبع درآمدی برای شورا و دهیاری می نگرند. بماند این نکته که شنیده و یا دیده ایم که حتی بعضا دهیار و عضو شورا در برخی مناطق شمالی، خود بنگاه معاملات ملکی دارند یا به صورت نامحسوس در حال خرید و فروش این املاک هستند.

مستندساز حتی در برخی موارد که سعی در افشاسازی دلایل فاجعه دارد نیز محافظه کارانه برخورد می کند. به طور مثال در یک نقل قول از یک بومی، دادن مجوز های آبکی به تهرانی ها و ندادن همین مجوز به بومی ها برای ساخت و ساز در زمین های زراعی طرح می شود؛ اما دلایل آن بیان نمی گردد و چه ساده می توان متوجه شد که دلیل اصلی این دادن و یا ندادن مجوز، هزینه ای است شیرین که غیر بومی ها توان پرداخت آن را دارند و بومی ها نه!

مساله ی مهم دیگر روند روایت مستند و فاز واقع گرایانه آن است. مستند موضوعی تلخ از منظر بومیان شمالی را بررسی می کند و سعی دارد حقیقتی را بررسی کند که توجهی چندان بدان نمی شود. با این زاویه، استفاده از بازیگر برای شخصیت اصلی تا حدودی با موضوعی که نمونه اش به وفور در شمال کشور و گیلان یافت می شود، جای ایراد دارد. افراد زیادی در شمال هستند که هم اکنون با حسرتی تلخ به زمین های فروخته شده شان می نگرند و در این بین در مستند «مهاجران» شخصیت اصلی به جای زندگی، در حال بازیگری است.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
5/5 - (4 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

یک دیدگاه

هادی سلیمی
چهارشنبه 16 مهر 1399 ساعت 15:44

درونمایه‌ی این مستند که ارزشی فراتر از آن در ذهن نمی‌گنجد، شامل موضوعاتی بسیار مهم می‌باشد که محدود به قلمرو و ملت خاصی نبوده و بی توجهی به آن خیانتی به نعمت های اللهیست؛ گذشته از اهمیت بالا، این مستند اساس بر روایتی دقیق، تاثیرگذار و حرفه‌ای است که منِ بیننده بعد از تماشای چند دقیقه احساساتی شدم… تمامی ارکان جامعه می‌بایست ارزش هایی را رواج دهند که دیگر کمتر شاهد حماقت احمقانه برخی باشیم.

پاسخ