هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری، ویژه فلسطین

نقد مستند «آبشار»

نقد مستند «آبشار»

رحیم ناظریان

خشکسالی و فوتبال

مستند «آبشار» حکایت عینی محرومیت و رشد در قالب ورزش فوتبال است. علاقه مندان به فوتبال زیاد عبارت «زمین خاکی» را شنیدند، اینکه چهره های مطرح فوتبال حتی در سطح ملی چگونه از این زمین ها به سطح اول فوتبال جهان رسیدند. در مستند «آبشار» این زمین های خاکی و موضوع فوتبال با کف محرومیت در شهرستان شادگان از توابع استان خوزستان گره خورده است.

مستند اختصاص دارد به عرب زبان های بخشی از ایران که با وجود داشتن استعدادهای مثال زدنی در فوتبال و زبانزد بودنشان در این رشته و صنعت ورزشی، همچنان با کمترین امکانات در حال پرورش و معرفی آنها هستند.

کافی است تا بدانیم نخلستان های منطقه اصلی ترین منبع درآمدی مردم شادگان است که در روایت این مستند، به دلیل کم آبی و خشکسالی و عدم مدیریت صحیح و توجه متولیان کشوری، تبدیل به بیابانی شد که حالا زمین فوتبال لقب گرفته است. مستندساز با درج چنین موتیف هایی در حاشیه ی سوژه ی اصلی، یعنی فوتبال، رنگ محرومیت را در اتمسفر اثرش دو چندان می کند. با این حال گرچه ابزارهایی که محرومیت را نمایش می دهد در مستند بسیار است؛ اما حال و هوای اثر حول محور ترحم نیست. حتی از کارافتاده بودن یک پای لیدر و شخصیت محوری مستند و معلولیت او در قبال هدفش، یعنی تاسیس باشگاه پرسپولیس آبشار رنگ می بازد.

رحمان در مستند «آبشار» حدود 17 سال است که به بچه های روستا آموزش فوتبال می دهد البته بدون مدرک مربی گری. موانعی که او را در این روایت بیش از بیش دوست داشتنی می کند، نه فقط معلولیت و بیماری جسمی اش بلکه عدم اعتقاد متولیان شهرستانی و استانی به او در قبال استعداد یابی و تربیت نسل تازه فوتبالی است. چالش او خودش و بی پولی اش نیست که بارها در مستند بدان اشاره می شود. بی بضاعتی مفرط که حتی او را در تامین مخارج روزمره خود و خانواده اش دچار مشکل کرده است. مانع اصلی محرومیت غیر قابل انکار منطقه نیز نیست، بلکه مستندساز تاکید را با وجود شکل روایی اش بر عدم باور غیر بر او و توانایی اش گذاشته است. همین نکته است که فاز ترحم را از مستند دور می کند و ما را منتظر نگاه می دارد تا ببینیم سرنوشت این تلاش چه خواهد شد.

پایان بندی مستند نیز همراه با دو حالت متناقض است. رسیدن به هدف و محرومیت همیشگی. یکی از استعدادهایی که رحمان پرورش می دهد به سطح اول فوتبال ایران می رسد و بعد این اتفاق میزان اعتماد روستاییان برای کار با او بیشتر می شود، اما همچنان محرومیت در قالب فقدان درآمدی مشخص، شخصیت محوری مستند را رها نمی کند و البته هدف اصلی اش یعنی ثبت باشگاه پرسپولیس روستای آبشار همچنان در ابهام است.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
3.5/5 - (2 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه