چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «همسایه ها»

نقد مستند «همسایه ها»

رحیم ناظریان

یک انسان، یک سگ

هماهنگی قابل اعتنایی در تمامی اجزا و عناصر مستند «همسایه ها» وجود دارد. کنشی انسانی در حمایت از حق زندگی حیوانات و احترام به آنان در مستند هست که در کنار باقی عوامل به اثر اعتبار می بخشد. اینکه مستندی با حضور یک روحانی جوان که به خاطر رفتاری رادیکال در قبال طیف خودش، چند سالی است نامش بر سر زبان ها افتاده، به موضوعی همچون حمایت از حقوق سگ ها بپردازد، به نظر اولین گام را در «هماهنگی» اجزا درست برداشته است. آنچه در فرهنگ پس از اسلام در ایران در قبال سگ ها مشاهده می شود، یک جور تقابل نجاست و احترام است که البته کاربرد لفظ «نجس» بر آن از نظر فقهی همچنان مورد بحث است. یا اینکه قرآن با اشاره بر سگ اصحاب کهف، از این حیوان به نیکی یاد نموده است، نیز احتمالا تا حدودی در پذیرش این حیوان در ایران و نجات نسل آن از انقراض کمک نموده است.

اصل ماجرا در تفکری است که لقب «نجس» را امری قطعی در دیدگاه اسلامی می داند و راه را برای بحث می بندد و این در حالی است که اشاره ای مستقیم و صریح که قطعیت را در نجاست تعیین کند در کتب دینی نیامده است.

مستند «همسایه ها» از همین حفره ی فقهی استفاده می کند و به صورت کامل نه یک فرد عادی را، بلکه دقیقا به سیم آخر می زند و یک روحانی را که می تواند نمونه تمام و کمال طیف خود در قبال پذیرش نجاست سگ باشد، به عنوان دوستدار این حیوان وارد روایت می کند. اتفاقا جذابیت مستند در همین انتخاب است.

نگاه انتقادی مستند حتی قبل از پایان یافتن پلان ابتدایی فیلم شروع می شود. اینگونه که خود مستند «همسایه ها» با چنین انتخابی در جنس شخصیت محوری، در ظاهر و باطنش انتقاد بر نوعی اندیشه در قبال یک حیوان است که عرف، آن را مظهر وفاداری می دانند.

روحانی جوان حاضر در مستند، احتمالا ریسک بالایی را در قبال جامعه ای که لباسی شبیه او بر تن دارند در پذیرش این نقش می پذیرد. این ریسک آنجایی بیشتر به چشم می آید که ماهیت مستند به چالش کشیدن تفکری است که خود همچنان جای بحث در محیطی فقهی دارد.

اما فضای مستند. سوژه ی تلخ مستند که حول محور شرح نوعی از پلیدی در جانور دوپایی به نام انسان است و این پلیدی حتی با به دار آویختن سگی توسط انسان که در مبارزه ای سنگدلانه با سگی دیگر باز هم با مدیریت انسان مغلوب شده است، به نمایش در می آید. سکانسی که در آن دو سگ توسط انسان تحریک می شوند تا با یکدیگر بجنگند و نهایتا سگ بازنده توسط صاحبش به دار آویخته میشود، آنقدر تلخ هست که بتوان با همین نمونه ی مختصر اوج پلیدی را در فضای مستند لمس کرد. این سکانس یا سکانس هایی دیگر با فضایی سیاه و تلخ همگی بیانگر رذالتی انسانی است که ناخواسته ماهیت خشن موجود دوپا را در برابر ماهیت قابل اعتنای جانوری به نام سگ قرار می دهد. اینگونه است که فضای اثر بدون شعار شکل می گیرد.

بخش اعظمی از مستند در میان زباله ها و کثافتی است که انسان تولید می کند. سکانس محل دپوی زباله ها نیز در شکل دهی اتمسفر مستند نقش زیادی دارد. به طور کل درصد بالایی از ماهیت تصویری پلانها و سکانسهای مستند «همسایه ها» شکلی از پلیدی است که مسببش انسان است و به نظر خلق چنین فضایی نقطه ی قابل اتکا در این مستند است. به عبارتی دو چیز در مستند تهوع آور است؛ یکی زباله ها و کلا فضای فیلم (اغلب صحنه ها همراه با تصاویری چندش آور برای عموم است) و دیگری نوعی از فرهنگ و رفتار انسانی یا بهتر است بگوییم غیر انسانی.

یافتن سگی بیمار در ورودی مستند و تیمارش در طول مستند توسط روحانی جوان، با حفظ حدودی که اسلام جلوی پایش نهاده، فقط یک روایت خشک و خالی برای بیان یک ایده ی مجرد نیست. گرچه این ورودی در پایان اثر بهره برداری می شود و می بینیم که سگ بسیار نهیف با تیمار روحانی جوان تبدیل به سگی جذاب شده است و گرچه آغاز و پایان مستند درباره همین سگ نهیف است که نامش را نیز «خسته» گذاشته اند، اما این فقط رویدادی است مکمل موضوعی دیگر و خود به صورت مستقل تولید معنا نمی کند. این سکانس ورودی و پایانی فقط حکم زمینه چینی برای تکمیل کردن معنایی غایی دارد. مستندساز با زیرکی ارزش زیستن را در بین انسان و حیوان مشترک می داند. همانطور که این سگ بیمار با پوستی پوشیده از انگل در پایان مستند با تیمار روحانی، نجات می یابد، یک زن معتاد در بیغوله ای نیز مورد توجه روحانی قرار می گیرد و مجاب می شود که برود به کمپ. مستندساز یک حذف درخشان در اثرش دارد. اینکه مراحل نجات زن از اعتیاد را با رفتن به کمپ توسط روحانی جوان نمایش نمی دهد، بلکه فقط شفا یافتن سگ را در پایان بندی درج می کند. این حذفِ سرنوشت زن، هیچ خللی در کار ایجاد نمی کند؛ چرا که ما با دیدن شفا یافتن سگ بر شفا یافتن زن معتاد نیز ایمان خواهیم آورد. بنابراین انتخاب سگ ابتدایی مستند، بسیار بسیار هوشمندانه است. آنقدر هوشمندانه که حتی با دیدن شمایل سگ در آغاز، تصور می کنیم با سگی معتاد مواجهیم.

اینکه در سکانس مواجهه با زن معتاد نیز شاهد حضور سگ های زن در اطرافش و نوازش آنها توسط او هستیم، فقط یک  رد گم کنی است، تا همکیشان روحانی جوان بیش از این متوجه اصل ماجرا و یکسان نگریستن آدمی و سگ در غایت مستند نشوند و منعی در تولید این فیلم ایجاد نکنند؛ که البته اگر مطالعه این نقد توسط آنان صورت نگیرد، احتمالا تا سالها متوجه این پیام نخواهند شد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه