چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «صد سال به شیرینی گذشت»

نقد مستند «صد سال به شیرینی گذشت»

رحیم ناظریان

مستند کارآفرین یا تبلیغات تلویزیونی؟

مرز بسیار باریکی است بین مستند کارآفرینی ساختن و حفظ حدود رپرتاژ آگهی. اینگونه که اگر بخواهی در اثری مستند یا حتی در یک صفحه از روزنامه ای، شرایط کار و تاریخچه یک شرکت را بررسی کنی، احتمالا در برخی موارد ناچار خواهی بود روی به تمجید از پروژه و متولیان زنده یا درگذشته اش بیاوری. شاید شیوه ای  امروزی باشد که برندها در همه جای دنیا با تبلیغات وسیع رسانه های فراگیر، نامی دست و پا می کنند و طی مدتی کوتاه تبدیل به غول های تجاری نیز می شوند؛ اما سالها پیش تر تنها عنصر تبلیغی برای یک برند، کیفیت آن بود. به همین دلیل برندهای مشهور ایران نیز در گذشته ی نچندان دور، قبل از فراگیر شدن تبلیغات رسانه ای تلویزیون و نشریات، تنها با اتکا بر همین کیفیت، زبانزد می شدند. حال در نظر بگیریم که برخی از این محصولات با برندهایی بومی، از ابتدا خیال جهانی شدن نیز نداشتند و اغلب کسب و کاری بودند کوچک که همان کیفیت محصولشان سبب ترویج نامشان شد.

 در مستند «صد سال به شیرینی گذشت» ابتدا به نظر شاهد مستندی هستیم درباره تاریخچه شیرینی های بومی شهر یزد که این می تواند نوع مستند را «پژوهشی» نیز جلوه دهد، اما دیری نمی پاید که متوجه می شویم اثر کاملا در رابطه با کارآفرینی و پروژه ای تبلیغی است.

مستند با پرداختن بر فرهنگ کویر و تاریخچه ای کوتاه از شهر یزد، به سراغ فرهنگ تولید و مصرف تنقلاتی همچون شیرینی در این شهر می پردازد و نهایتا خیلی زود اصل ماجرا یعنی دعوت از مهمترین و مشهورترین برند تولید شیرینی (به زعم مستندساز) در این شهر، یعنی «بنگاه شیرینی سازی حاج خلیفه علی رهبر و شرکاء» را به میان می کشد. مصاحبه با مالک بنگاه و نمایش چهره ی برخی از نوه و نتیجه های بنیانگذار اصلی تولید شیرینی که حالا هر کدام سمتی در بنگاه دارند، از یک سو و نمایش آنونس جشنواره کارآفرینان برتر کشور و پوشش آن همایش در مستند برای ستایش مدیر فعلی بنگاه و همچنین پلانهای متعدد و گفتارمتنی که مدام در حال بیان تعریف و تمجید از مالکان بنگاه تولید شیرینی است، شکی باقی نمی گذارد که یا مستند سفارشی تولید شده و یا مستندساز فرقی بین مستندکارآفرین و رپرتاژآگهی قائل نیست.

به نظر وضعیت مستند از این دو حال خارج نیست که مستندساز آگاهانه دست به تولید اثری سفارشی زده است یا ناآگاهانه، دانشی درباره تولید مستندی غیر تبلیغی با سویه های کارآفرینی ندارد. چرا که همین سوژه، حتی با حضور مدیران بنگاه می شد به گونه ای طراحی شود که تا این مقدار حاوی تمجید نباشد. نه اینکه این وارثان به جهت حفظ یک برند بومی از نسل های پیشین خود، قابل تمجید نباشند، بلکه تولید مستند با ظرافت هایی که بین تبلیغی شدن و مستندبودن دارد، می طلبد که تمجید را نه با زبان مستقیم بلکه با دریافت های مخاطب از درون متن باید بر اثر تزریق نمود. در حالت کنونی، مستند «صد سال به شیرینی گذشت» صرفا اثری است که نه موضوعی بومی در قبال یزد و صنعتی محلی را بررسی می کند، بلکه کاملا در حال تبلیغ یک شرکت در لوای مدیوم مستند با ابزار تلویزیون است. در چنین رویه ای یقینا تولیداتی از این دست راه را برای تولیدات خلاقانه کارآفرینی و استقلال مستندساز برای خلق جهان خودش می بندد. حتی بیان این نکته از زبان مدیر کنونی بنگاه که برند اصلی تولید شیرینی در یزد خودشان هستند نیز همچنان فاز تبلیغی اثر را دو چندان می کند. شاید اگر گفتارمتن این حقیقت را (اگر دارای اعتبار باشد) بیان می نمود، تا حدودی از حالت تبلیغی مستند می کاست.

موارد بسیار زیادی در مستند هست که ارزش این مستند با داعیه کارآفرینی را تا حد رپرتاژ آگهی نزول می دهد. یقینا راه دیگر یا خلاقانه ای برای بیان کارها و خدمات و تلاش مدیران یک مجموعه تولیدی وجود دارد تا خود مدیر کنونی شرکت مورد بحث در مستند، خیلی راحت جلوی دوربین مستندساز بگوید که خلیفه ی اصلی تولید شیرینی بنگاه خودش است و باقی شیرینی فروشی ها حتی کیفیت هم ندارند. حال اگر فقط بحث اصل بودن و فرع بودن برند بود می شد به آن خرده نگرفت اما مدیر بنگاه، حتی کیفیت محصولات تولیدی رغبایش در شهر را زیر سوال می برد. به همین دلیل این مستند به هیچ عنوان اثری کارآفرین نیست. یک تبلیغات طولانی است که با فرمت مستند به تلویزیون غالب شده است.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه