پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «دروغ بازیافت»

نقد مستند «دروغ بازیافت»

رحیم ناظریان

دروغ مستندسازی

هیچ ایرادی ندارد که شما برای تولید مستندی آرشیوی از هر تصویری که پیش تر از خودتان توسط دیگری تولید شده است استفاده کنید. حال مقوله ی کسب اجازه یا عدم کسب اجازه از تولید کننده ی دیگر برای حفظ حقوق او بحثی دیگر است که به آن نمی پردازیم. استفاده از مستندهای پیشین، بهره بردن از تصاویر آرشیوی اخبار از هر شبکه ی داخلی یا ماهواره ای و بین المللی، استفاده از پلان هایی از هر فیلم سینمایی، استفاده از تصاویر ضبط شده توسط مردم عادی که منتشر می شود و انواع و اقسام بهره برداری ها از تصاویری که دیگران تولید کرده اند، نوعی از مستند را شکل می دهد تحت عنوان مستند آرشیوی که از اساس غیرتولیدی است. تا اینجا را می دانیم، اما بحث، خصوصا در روشی ایرانی در ساخت مستند آرشیوی است که به شدت باب شده و البته که هدف ساده ای دارد. درآمد زایی برای تولید کننده و پر کردن اوقات رسانه های تصویری.

مستند «دروغ بازیافت» در نوع خودش، یعنی مستند آرشیوی بودن، جذابیت دیدن دارد و اطلاعاتش را به گونه ای پیش می برد که احتمالا مخاطبی که به چنین سوژه هایی علاقه مند است، از آغاز تا پایان پیگیر ماجرا می شود. از سویی این مستند آرشیوی در قامت اثری پژوهشی نیز نام گذاری می شود که رودرویی این نوشته با این مستند و مستندهایی از این دست در چنین ادعایی است.

آرشیوی بودنِ تمام و کمال چنین آثاری را تحت لوای یک گونه ی مستند، می پذیریم؛ اما آنچه ورای بهره برداری از هر پلانی از آثار دیگران، خودنمایی می کند و آن امر، کاملا تحت نظارت مستندساز آرشیوی است، پژوهش است. اینگونه که چنین مستندسازانی چند ابزار برای دفاع از محصول مستند خود دارند: همچون شکل تدوین، جنس و لحن و نحو گفتارمتن و نهایتا خود موضوع و پژوهشی که برای آن انجام می دهند. مستندسازان آرشیوی از آنجایی که چیزی تحت عنوان تولید تصویر تازه ندارند، تمام بار جذابیت را بر روی مواردی می گذارند که نام برده شد و در این میان علاوه بر شکل تدوین، خود پژوهش اهمیت بسیار زیادی می یابد.

حال به خود مستند «دروغ بازیافت» و بحث پژوهش آن می پردازیم. در این مستند از شرح تاریخ تبلیغات رسانه های مختلف در سرتاسر جهان خصوصا آمریکا برای شروع استفاده می شود و با نمایش پروپاگاندایی که سعی دارد بازیافت را بهترین روش برای تولید بیشتر محصولات پلاستیکی معرفی کند، میانه اثر را شکل می دهد و در نهایت فرضیه ی مستند را با این استدلال قوت می بخشد که این همه ادعا برای بازیافت محصولات پلاستیکی، دروغی پیش نیست و همه ی این جار و جنجال ها فقط برای تولید بیشتر پلاستیک است و در اساس کلا هیچ نشانی از بازیافت وجود ندارد.

مواردی از این دست در مستند «دروغ بازیافت» بررسی می شود: اینکه چین و مالزی به عنوان بزرگترین وارد کننده زباله های پلاستیکی برای بازیافت، دیگر وارد کننده نیستند، چون این زباله ها را به دریا می ریزند؛ یا اینکه برخی از پلاستیک ها اصلا قابل بازیافت نیستند، یا ماجراهای مرتبط با سلبریتی ها که وارد حوزه ی حمایت از بازیافت شدند و لقب سفیر سازمان ملل در جهت جلوگیری از تغییرات اقلیمی را یدک می کشند، در مستند «دروغ بازیافت» بررسی می شود تا نشان دهد خود این سلبریتی ها بارها بیشتر از استاندارد جهانی، به تنهایی میزان زیادی انرژی مصرف کردند و با جت شخصی و قایق تفریحی شان، میزان قابل توجهی در آلودگی زیست محیطی نقش داشتند.

موارد فوق به عنوان ابزار پژوهشی مستند «دروغ بازیافت» سعی در بیان و اثبات فرضه اش دارد، اما سه نکته بسیار مهم در قالب پژوهش این اثر که ظاهرا مهمترین ابزار برای ساخت چنین اثری است، وجود دارد:

 یکی اینکه آیا اساسا اطلاعاتی که مستند در دروغین بودن بازیافت پلاستیک در جهان می دهد، اطلاعاتی قابل اعتنا هستند؟ برخی از این اطلاعات تنها از تصاویری شامل شده که خود در دهه های قبل به عنوان صدر اخبار زرد یا بی اعتبار به حساب می آمدند و در درجه ی اول، اخبار تازه ای نیستند. تحقیقاتی که مستندساز بدان رجوع می کند تا ورشکستگی یا دروغین بودن بازیافت را اثبات کند، تاریخ مصرف دارند و برای سالهای نزدیک نیستند. بنابراین مستندساز به ما نمی گوید جز در دهه ی نود میلادی، در سالهای اخیر چه تلاش هایی برای بازیافت صورت گرفته است؟ مستندساز همان چند مورد محدودِ ضعف در بازیافت پلاستیک توسط چند کارخانه را به عنوان یک اصل بیان می دارد تا ما را بر دروغین بودن کل پروژه ی بازیافت در جهان اقناع نماید. نمی خواهیم بگوییم تبلیغات بازیافت پلاستیک در جهان برای تولید بیشتر این محصولات دروغ است یا نباید به آن شک کرد، اما هدف این است که در اثری مستند ما از تمام وجوه به موضوع پژوهش بنگریم و نه فقط اسنادی تاریخ گذشته و تکراری را.

دوم اینکه آیا برای ارائه اسناد در پژوهش مستند، نیازی به نظرات موافق بازیافت و نظریات علمی نیست؟ یعنی این مستند آیا نباید دانشمندان و کارشناسان کنونی و نظر آنها که موافق بازیافت هستند و با ادعای این مستند در دروغین بودن بازیافت مخالفند را نشان دهد؟ آیا کشور های اروپایی و یا کشوری مثل ژاپن که از دهه نود تا سال 2020 میلادی روز به روز بر روند بازیافت نظارت کردند تا اینکه آمارهای بالایی در بازیافت پلاستیک از خود به جای گذاشتند جای در این مستند ندارند و تمام آمار منتشر شده از آنها نیز دروغ است؟ آیا انواع و اقسام راه های نوین برای استفاده مجدد از پلاستیک در کشورهای پیشرفته نیز دروغ است؟ آیا جهان فقط آمریکاست و مبنای علمی مستند بر این اصل استوار است که چون فقط آمریکا در بازیافت پلاستیک آنهم در چند مورد، آنهم در سالهای قبل، ناتوان بوده، حال باید بر اساس داده های مستند بپذیریم که کل دنیا در بازیافت پلاستیک، به ما دروغ گفته است؟ و آیا برای تولید مستندی پژوهشی- علمی مستندساز باید تنفر غیر علمی خود نسبت به آمریکا را بروز دهد و دائم با این منبع ویکیپدیایی به فرضه اش قوت ببخشد؟  به نظر با نگاهی به مجلات و مقالات روز در بحث پسماند و بازیافت می توان ایده های بسیار زیادی در تحقق بازیافت مشاهده کرد که اینها در مستند «دروغ بازیافت» جایی نداشته اند.

سوم، پژوهش تکراری و ویکی پدیایی است. موضوع نقد اعمال و رفتار بازیگر مشهور هالیوودی یعنی «دیکاپریو» هم حتی چیزی نیست که مستندساز خود بدان رسیده باشد. این هم حتی خبری سوخته است. به نظر می رسد اینجا ما فقط شاهد سر هم کردن تصاویر تولیدی توسط دیگران نیستیم، بلکه حتی مستندساز اخبار دیگران را نیز برای تولید خود به سرقت می برد. به عبارتی می پذیریم در گونه ی آرشیوی مستند، راش ها متعلق به آثار پیشین است، اما پژوهش چه؟ یعنی باید همچنان در بحث پژوهش نیز شاهد اطلاعات قدیمی باشیم. کافی است در اینترنت این چند کلمه را سرچ کنید: (دیکاپریو. انتقاد از محیط زیست. سفیر. جت شخصی) یقینا مفاد مستند را در این خبر قدیمی می بینید. این راه مستند سازی هیچ فرقی با رساله ای دانشگاهی ندارد که کل اطلاعاتش را از اینترنت کپی پیست می کند. مستندی که می گوییم آرشیوی است و از سرهم کردن تصاویر آثار مستند دیگران شکل می گیرد، اما آیا پژوهش را نیز باید از دیگران عاریه گرفت و هیچ ایده ی تازه ای برای بیان وجود نداشته باشد؟

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه