پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «رازهای سرزمین من»

نقد مستند «رازهای سرزمین من»

رحیم ناظریان

مستندی با اسناد محدود

احتمالا ناروا نیست که بگوییم به خاطر نگاهی سیاسی، درباره ظلمی که کشور همسایه شمالی یعنی روسیه در طول قرون اخیر بر ایران روا داشته، در حوزه مستند تولیدات کمی داشته ایم. کافی است به تعداد مستندهایی اینچنین که دائما با بودجه هایی منظم برای کشوری دیگر که سهمی در ظلم و ظلم هایی تاریخی بر ایران داشته نگاهی بیاندازیم و متوجه شویم که سهم روسیه برای کالبدکشافی در چنین آثاری تا چه میزان کم است. تلاش مستندساز برای شرح این ظلم از جانب کشوری که به دلایل سیاسی نمود و بازخوانی و تقبیح آن دائما در پسِ پشت قرار گرفته، ارزشمند به نظر می رسد.

«رازهای سرزمین من» مستندی است که از تاریخی مجهول تولید شده. بدین دلیل که از خود واقعه که در سال 1291 شمسی در اواخر حکومت قاجار رخ داده، اسناد بسیار محدودی باقی مانده است.

چند عکس و تصویرسازی، چند توپ جنگی و تعدادی محدود از اسناد تاریخی و همچنین روایاتی بسیار ناچیز از خاطره نویسی های اشخاصی ادیب و روزنامه نگار، تمام آنچیزی  است که مستندساز به واسطه ی آن مستندی کوتاه تولید نموده است. موضوع، واقعه ی تکان دهنده کشتار مردم مشهد در صحن و آرامگاه امام هشتم شیعیان توسط قوای روس در اواخر قرن 13 هجری است. موضوعی که آنقدر بیان و یادآوری اش در رسانه ها مهجور باقی مانده که به جرئت می توان گفت اکثر نسل های کنونی از وقوع آن بی خبرند و حالا چنین واقعه ی نکبت باری که می توانست بنا بر سلیقه یا آنچه که پیشتر دیده ایم، حتی در کتب درسی درج گردد، در یک مستند کوتاه دارای تازگی موضوع است.

به همین دلیل، مستند «رازهای سرزمین من» دارای سوژه ای جذاب است. حتی می توان آن را موضوعی حساسیت زا تلقی نمود. چیزی است که اگر شرایط کنونی ایران و مناسبات جهانی اش اقتضا نمی کرد، حتی می توانست در کتاب های درسی و اغلب رسانه های حکومتی بارها و بارها بدان اشاره شود. با این حال چنین کشتاری توسط روسها در دوره ی قاجار در مشهد بدون تبلیغ و تشریح، مسکوت مانده است. مستند «رازهای سرزمین من» عنوان جذابی با کلمه «راز» دارد که احتمالا نشان از آگاهی مستندساز از رازآلود بودن رویدادی دارد که یا سعی شده توسط سیاسیون عامدانه مهجور باقی بماند یا اینکه سندی محکم برای تشریح آن وجود ندارد.

به دلیل همین محدودیت آرشیو و اسناد، علاوه بر اینکه آرشیو فیلم و عکس قدیمی از شهر مشهد مهمترین ابزار و شکل ظاهری مستند را شامل می شود، مستندساز در چند صحنه، از تصاویر اکنونِ این شهر و مصاحبه با یک کارشناس نیز بهره می برد. همین کمبود منابع سبب می شود ظاهر اثر دچار یک آشفتگی و عدم تطابق بصری گردد. بیش از 90 درصد ظاهر مستند شامل تصاویری است از عکس و فیلم های سیاه و سفید و حتی صدای ضبط شده متعلق به یک قرن پیش، اما به ناگاه این حس و حال و این فضا و حالت با صحنه ای که شامل مصاحبه ای معمولی با یک کارشناس است تغییر می کند. مستندساز حتی با همین کمبود منابع نیز بخش اعظمی از روایت را پیش می برد تا اینکه با به میان کشیدن این مصاحبه ها، آسیبی جدی بر پیکر و ظاهر و ریتم مستند وارد می آورد. شاید اگر مدت زمان طولانی ابتدایی مستند تا این میزان صرفا با آرشیو سیاه و سفید تولید نمی شد و در بخش های آغازین، همین مصاحبه های امروزی نیز جایی در ارائه ی اطلاعات و محصول نهایی مستند می یافت، تا این حد، تغییر مود و حالت، غیرمنتظره و نا به جا به نظر نمی رسید.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
1/5 - (2 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه