پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «موج اول»

نقد مستند «موج اول»

رحیم ناظریان

مصاحبه با بازماندگان

موضوعی از نظر اخلاقی، بسیار قابل ارزش که از نظر اجرا در قالب مستند در حدود یک گزارش خبری باقی می ماند. دلیل اصلی این ضعف، فقدان هیچ تصویر زنده ای از رویداد و یا تصویری متعلق به دوربین خود مستندساز درباره ی کنش اصلی است. «موج اول» درباره پزشکی اهل گرگان است که در اولین موج کرونا، آنهم زمانی که هنوز اطلاعاتی از این بیماری و نحوه برخورد با آن وجود نداشت و هنوز شوک مرگ های دو رقمی حاصل از آن، تیتر اخبار نبود و هنوز کرونا را به جای آنفولانزا می شناختند، جانش را از دست می دهد. ضعفی که در قبال این موضوع در مستند وجود دارد به تصاویری مربوط است که می بینیم. مستندساز همچون یک خبرنگار و نه یک مستندساز به محل وقوع رویداد می رود و با آنهایی که شاهد رویداد بودند به گفتگو می نشیند. در این میان برای خالی نبودن عریضه، تصاویری که با تلفن همراه از خود پزشک در روزهای بیماری یا قبل از آن، ثبت شده است، نیز در مستند درج می شود.

 می دانیم اهمیت این سوژه، یعنی پزشکی متخصص که خود، بیماران کرونایی را درمان می کرد، زمانی در میان جامعه و خبرنگاران مورد توجه قرار گرفت که او به دلیل ابتلا به کرونا از قید حیات رفت و مستندساز نیز همچون دیگر دلسوزانی که شوک مرگ و میرهای کرونایی را شاهد بودند، پس از این رویداد تلخ، یعنی مرگ پزشک متخصص به این آگاهی نائل گردید و رو به تولید چنین مستندی آورد. به عبارتی در چنین مستندی می توان پذیرفت که مستندساز فقط تا بعد از وقوع مرگ پزشک، می توانست در صحنه ی رویداد حاضر شود و چنین اثری تولید کند. بنابراین در مستند «موج اول» خیلی نمی توانیم زمان ماضی یا حال را به رخ بکشیم و از این زاویه، ضعف یا قدرت مستند را ارزیابی نماییم. اما آنچه اهمیت دارد چگونگی مواجه مستندساز با چنین سوژه ای است که در گذشته اتفاق افتاده و راه ها و روشهایی است که می تواند با اتکا بر آن اثری قابل قبوتر ارائه نماید.

در مستند «موج اول» مصاحبه ها با اهالی خانواده ی پزشک و یاران او در بیمارستان و دانشجویان و اینترن ها، پشت سر هم در حال شرح چگونگی مرگ پزشک است. در لا به لای این مصاحبه ها، تصاویری هم وجود دارد که برای ساخت فضا بکار رفته اند. تصاویری از انواع خدماتی که به بیماران کرونایی داده می شود و این تصاویر نیز متعلق به زمان حال و نه روزهای بستری شدن پزشک است.

به عبارتی تمام تصاویرِ متعلق به خود پزشک، همان چند پلان موبایلی است که خانواده و دوستان پزشک از او زمانی که در قید حیات بود ثبت کرده اند.

در حالی که ارزش اخلاقی و موضوعی مستند به شدت قابل احترام است اما این تولید با این مختصات که شرح داده شد و این امکانات تصویری و مصاحبه هایی توضیحی که فقط چگونگی مرگ را شرح می دهند، یک آیتم است که تنها زمان طولانی تری به نسبت آیتم های خبری دارد و هیچگونه شمایل اثری مستند با ویژگی های معمول ندارد.

توضیحی ساده تر برای فارغ شدن از سوءتفاهم ها می تواند اینگونه باشد که فیلم «موج اول» حتی اگر بهترین آیتم خبری سال باشد و جوایز متعددی در رده ی آثاری متعلق به خبرنگاران دریافت کند، همچنان می توان آن را مستند قلمداد ننمود.

«موج اول» تلاش دارد این نکته را هم یادآور شود که یک پزشک که خود دارای دانش مقابله با کروناست، چگونه در دام این ویروس می افتند و جانش را از دست می دهد. این موضوع به شدت می تواند اندیشمندانه و حتی فلسفی پرداخت گردد. موضوعی که در بطن مستند در لا به لای حرفها و مصاحبه ها گم می شود و ارزش تصویری ندارد. به زبان دیگر این موضوع می توانست در مستند برجسته باشد و درونمایه اصلی بر آن بنا گردد، اما چنین اتفاقی توسط مستندساز صورت نمی گیرد. به طور مثال تصور کنید این مستند حاوی اطلاعات بسیاری در مورد خدمات پزشک نمونه در قبال کرونا بود و پلان به پلان ما به عنوان مخاطب با تصاویری از پزشکانی دیگر در مواجه با بیماران کرونایی روبرو بودیم و در حد فاصل این تصاویر، پزشک نمونه مستند را نیز در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری و مرگ می دیدیم. در این شکل تدوین یا روایت به نظر بیشتر می شد آن ایده ی «کرونا حتی به پزشکان متخصص بیماری عفونی هم رحم نمی کند» را لمس کرد. در حالت کنونی «موج اول» فقدان خود پزشک یا پزشکان همطراز او در قبال درمان بیماران کرونایی، آن توازنی را بر هم می زند که می توانست ایده را پرورش دهد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
1.8/5 - (5 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه