پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «از ایفل تا آزادی»

نقد مستند «از ایفل تا آزادی»

رحیم ناظریان

روایتی خنثی از هیجان تاریخ

سوژه، گستره ای تاریخی از زوال یک حکومت تا تولد حکومتی جدید را شامل می شود و روحی تاریخی و سیاسی را در خود پنهان نموده، اما اجرا تا سرحد امکان، یعنی تا جایی که مستندساز توان داشته، بی روح است. سوال این است چطور می شود یک عکاس که از دفتر کار آخرین شاه ایران، آن هم زمانی که خود شاه هنوز در ایران حضور داشته، عکس هایی تاریخی ثبت نموده و حالا بعد از چهل سال به همان مکان می رود می تواند در کمال بی هیجانی درباره آن روزهای دور گذشته انشاء بگوید و فارغ از هیچ هیجان یا جذابیتی رویدادهایی را در دو تاریخ مجزا به یکدیگر پیوند بزند؟ تحقق این امر محال است مگر در مستند «از ایفل تا آزادی».

 مستند «از ایفل تا آزادی» در تمام اوقاتش همین است. کرخت، خنثی و باآرامشی بی هویت که این حالت هیچ سنخیتی با موضوع بسیار جذابش ندارد.

 مستند «از ایفل تا آزادی» در تمام اوقاتش همین است. کرخت، خنثی و باآرامشی بی هویت که این حالت هیچ سنخیتی با موضوع بسیار جذابش ندارد.

در طول مستند، عکاسی فرانسوی-الجزایری تبار به نام «میشل ستبون» را می بینیم که به عنوان لیدر روبروی دوربین مستندساز راه می رود، می ایستد و حرف می زند و به مکان هایی می رود که در آنجا خاطراتی متعلق به چهل سال پیش را در قبال عکس هایش از همان مکان یادآوری می کند. او ما را با مکان ها و عکسهایی از آنجا مواجه می کند که خودش خالق آن است و حال پس از دهه هایی در سفری به ایران خودش سوژه ی مستندی می شود که البته خود مستند نیز خیال تجدید خاطره و همچنین فقط معرفی عکاس دارد. مستندی که می تواند خود تاریخ را نیز شامل شود، در اساس یک معرفی نامه از شخصیتی مهم در قبال تاریخ ایران است. «میشل ستبون» که در سال پیش از انقلاب برای عکاسی از شخص محمدرضا پهلوی به ایران آمده بود، تبدیل به نزدیک‌ترین عکاس از بنیانگذار انقلاب ایران می گردد و در ادامه عکس هایی تاریخی از روند انقلاب و روزهای پرتلاطم آن زمان ثبت می کند. چنین سوژه ای به یقین نمی تواند تا این حد آرامش، در قاب بندی و دوربین داشته باشد تا حدی که شکافی عمیق بین محتوا و فرم شکل بگیرد.

نکته ی دیگر اینکه کتابی از عکس های «میشل ستبون» درباره روزهای انقلاب ایران چاپ شده است که حاوی تصاویری است که رسانه های دولتی و حکومتی کمتر اقدام به نشر آن می کنند. نگاهی به این کتاب نشان می دهد «ستبون» در زمان ثبت این عکس ها تا چه میزان از یک آگاهی سیاسی در جهت ثبت رویدادهایی با اهمیت برخوردار بوده است. با این حال حضور طولانی او در ایران حتی بعد از انقلاب و ثبت تحول سیاسی و فرهنگی ایران از شاهنشاهی به اسلامی نشان از تسلط او بر این تاریخ دارد. با این حال در مستند «از ایفل تا آزادی» چنین فردی که می تواند زوایای جدیدی از رویدادهای پیشین را باز کند، همچنان توسط مستندساز اسرار بر خاطره گویی دارد. نه اینکه نکات جدیدی در مستند «از ایفل تا آزادی» در قبال عکسها و خاطره گویی ها نیست، بلکه چنین سوژه ای در هر کجای جهان اگر توسط هر مستندساز زیرکی تولید می شد، تبدیل به اثری می گردید که تاریخ را شخم می زند نه اینکه تنها در محدوده ی غم خاطرات و افسوس و لذت یادآوری گذشته بماند.

مستند، ورای خاطره گویی و انتقال حس و حال خالق عکس های تاریخی که درباره عکس های خودش حرف می زند، در بحث خود تاریخ به شدت الکن است. به عبارتی شخصیتی تا این میزان مطلع از بخش مهمی از تاریخ ایران، همان اطلاعاتی را در هر بخش از مستند ارائه می کند که اغلب آن را پیشتر شنیده ایم. شاید مداخله ی مستندساز در فرایند جذب سوژه و خواستن و پرسش از شخصیت محوری و یا تغییر شیوه ی تولید از مستندی توریستی بر مستندی چالشی، می توانست ماهیت اثر را تغییر دهد. حتی در چنین مستندی مصاحبه هایی کارآمد نیز می توانست چالشی را ایجاد نماید که کرختی کنونی اثر به واسطه آن خنثی گردد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
3/5 - (4 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه