ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «نفس‌های یک شهر»

نقد مستند «نفس‌های یک شهر»

رحیم ناظریان

روایتی زنده درباره ی مرگ

«آخر»، کلمه ی غایب در عنوان مستندی است که پلان به پلانش به سه وجه از دلایل نزدیک شدن بر نفس های رو به پایان یک شهر می پردازد. اراک که در گذشته ای نه چندان دور لقب «باغ شهر» به خود داشت، هم اکنون از نظر تنفس در حد بحرانی قرار دارد و بیشترین آمار مبتلایان به سرطان متعلق به آنجاست. اهمیت مستند و جذابیت چشم نواز آن آنجایی بیش از پیش به چشم می آید که سوژه و موضوع اثر، اساسا راه را برای رجوع بر شیوه های تولیدی با استفاده از نریشن، مصاحبه و یا حتی آرشیو هموار خواهد کرد، اما مستندساز بدون توجه بر روش هایی که دم دستی ترین حالت تولید است، نه تنها اطلاعات بیشماری ارائه می کند، بلکه بدون هیچ خللی موضوع را کالبدشکافی و چالش شکل گرفته را به تصویر می کشد. فصول چهارگانه در شهر اراک با تاکید بر آلودگی و جنس آن در هر فصل با ظرافت نمایش داده می شود و تصاویر علاوه بر همبستگی و تداوم معنایی در جایگاه موتیف هایی با معانی واحد و البته متکثر قرار دارد.

 چند گونه آلودگی در شهر اراک در مستند بررسی می شود بدون اینکه نارسایی ارائه اطلاعات در فقدان گفتارمتن حس گردد.

اینگونه که در مستند «نفس‌های یک شهر» قطع های پی در پی صحنه های مختلف به هم، تصاویر آهسته و سریع، قاب هایی نامعارف از نظر زاویه دوربین، افکت هایی کارآمد که بر معنای هر پلان می افزاید و موارد متعددی از این دست، سبب شده تا مستندی که در حالت روتین باید با اتکا بر نریشن، موضوع اجتماعی و محیط زیستی اش را روایت کند و نهایتا اثری پژوهشی-علمی نامیده شود، دارای ابعاد معنایی قابل اعتنا و قابل تفسیر باشد. این تزئینات صدایی و تصویری، در راستای شکل تولید مستند که فارغ از آرشیو و نریشن و مصاحبه است، کمک نموده تا شاهد مستندی باشیم که هم موضوع را تشریح می کند و هم اینکه دارای ارزش هنری و دیداری است و البته به دلیل فقدان همین عناصر یاد شده ی روتین و اتکای مستندساز بر خودِ معنای موجود در تصاویر، عنصری تحت عنوان ساده گویی و ایجاز نیز خود به خود در مستند تحقق یابد.

 چند گونه آلودگی در شهر اراک در مستند بررسی می شود بدون اینکه نارسایی ارائه اطلاعات در فقدان گفتارمتن حس گردد. آلودگی نیروگاه های اطراف شهر که با سوخت مازوت بلای هوای شهر شده اند؛ آلودگی صنعتی از این جهت که اراک قطب صنایع ایران است؛ آلودگی هوا در فصل سرد که به دلیل شرایط فصلی رخ می دهد و آلودگی شاهراه های پیرامون شهر که سالانه تعداد بیش از اندازه ای از وسایل نقلیه سنگین را به خود می بیند، همگی پی در پی بدون توضیح کلامی و بدون هیچ کاستی بیان می گردد.

«نفس‌های یک شهر» با وجود روایتی جذاب، نقدی به شدت تند بر شرایط موجود در اراک و متولیان استانی و کشوری نیز دارد. مواردی همچون بی مبالاتی و بی مسئولیتی و یا بی خیالی زمامداران درباره خشک شدن تالاب ها و اثر مخرب آن بر آلودگی مورد بحث در مستند و همچنین سوخت مازوت که این چند سال یکی از دلایل آلودگی شهرها خصوصا در فصول سرد است، مواردی است که به نظر کمتر مستندسازی حوصله ی دقیق شدن بر آن و دردسر های آتی اش را دارد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
4.5/5 - (2 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه