پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «من مرگ را زیسته‌ام»

نقد مستند «من مرگ را زیسته‌ام»

رحیم ناظریان

مدتی بعد از مرگ ها

مستندی کوتاه در مدت زمانی کمتر از ده دقیقه که پس از حادثه ی زلزله ی کرمانشاه در منطقه به گفتگو با بازماندگان می پردازد. بنابراین موضوع مستند نه خود زلزله بلکه واقعیتی به نام «مرگ» و نوع برخورد آدمهایی با این واقعیت است که بعد ماه ها از درگذشت عزیزانشان همچنان درگیر مشکلات روحی هستند. به همین دلیل مستندساز از ابتدا تا پایان این مستند کوتاه به هیچ روی از موضوع اصلی خارج نمی شود و حاشیه ای بر آن اضافه نمی کند. شاید به آسانی می شود تصور کرد که مدت زمان مستند می توانست با موارد متعددی از رویدادهای کنونی در قبال زلزله و آثار آن رویداد تلخ افزایش یابد. مواردی همچون آسیب های زلزله بر ساختمان ها و خانه ها و تاسیسات شهری، کمبود امکانات، شرایط مالی مردم پس از این حادثه و چیزهایی شبیه به این، اما مستندساز با حفظ رویه اش در قبال خود مرگ و آثار روحی آن بر خانواده ها و اشخاص، وحدت موضوعی اش را بر هم نمی زند.

وجود ثبات مستندساز در ارائه ی موضوع، ریتم اثر به شدت یکنواخت و بدون فراز و فرود است.

مستند «من مرگ را زیسته‌ام» اثری به شدت تلخ و شرح مشکلات روحی آدمهایی داغ دیده است. مستندساز در حین وقوع حادثه در مکان مورد نظر حضور ندارد و تنها از یک تصویر آرشیوی در ابتدای مستند که با تلفن همراهِ یک حادثه دیده، در شب حادثه ثبت شده است استفاده می کند و همچنین عکس هایی که خودش از روزهای زلزله گرفته است را در لابه لای تصاویر کنونی قرار می دهد. بنابراین اینکه مستند تنها بر حال و احوال و روحیات کنونی بازماندگان تاکید دارد، منطقی به نظر می رسد. چرا که هر پرداخت دیگری می توانست مستند را به فاز خاطره گویی از حادثه و شرایط مختلف زیستی آدمها بکشاند. در حالت کنونی فقط یک امر بررسی می شود و آن گفتگوهایی است با تعدادی از آدمها در محل حادثه درباره ی چگونگی کنار آمدن با مرگ عزیزانشان.

با وجود ثبات مستندساز در ارائه ی موضوع، ریتم اثر به شدت یکنواخت و بدون فراز و فرود است. از ابتدا تا پایان مستند یک محتوا از زبان تعدادی از مصاحبه شوندگان بیان می شود، بدون اینکه از نظر حالت و حس، تغییری در فضا ایجاد شود. بدین صورت نه پایان مستند دارای ضربه ای برای غافلگیری است و نه میانه ی اثر دارای برجستگی و اوج. در تمام مدت زمان اثر، حس بدون تغییر باقی می ماند چرا که محتوایی که ارائه می شود تغییری نمی کند. با این حال عنوان اثر تا حدودی خلاء ریتم را پوشش می دهد. عنوان «من مرگ را زیسته‌ام» در طول مستند تاکید را بر همین تکرار پشت سر همِ کلام آدمها درباره ی مرگ عزیزان می گذارد. اینکه آنها ماهها پس از حادثه با مرگ خو گرفته اند و کلامی جز توصیف مرگ ندارند.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
4.7/5 - (4 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه