پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «عروس قشقایی»

نقد مستند «عروس قشقایی»

رحیم ناظریان

مناسک ازدواج بدون شور

مستند درباره ی نمایش فرهنگ، رسوم و مراسم مربوط به ازدواج در میان ایل قشقایی است، اما از نظر فضا، شکل، ریتم و به طور کل حال و احوالِ اجرایی مستند، انگار در حال دیدن مناسک مربوط به هجران و فراغ و درگذشتگان هستیم. این عدم تناسب محتوا و فرم در مستند «عروس قشقایی» به دلیل نوع استفاده از دوربین، شکل روایت و مهمتر از همه لحن و نحو و شکل گفتارمتن است.

گفتارمتن با تاثیر منفی بسیار زیاد، بخشی از فرمی که می توانست محتوا را نمایان کند، از کار می اندازد

در لابه لای مصاحبه هایی با اهالی قدیمی قشقایی که هنوز شمایلی سنتی دارند و مراسم ازدواج را توضیح می دهند و در میان تصاویری از مناسک و رسوم قبل و حین و بعد ازدواج،  گاها گفتارمتن مستند نیز حضور دارد. گفتارمتنی که سعی می کند با مکث هایی طولانی در میان گزاره هایی کوتاه و بریده بریده و کلماتی واحد که مختص مراسم است، شاعرانه باشد یا لااقل نُرم معمولِ توضیحیِ نریشن در چنین مستندهایی را تکرار نکند. با این حال این گفتارمتن نه تنها شاعرانه نیست بلکه در برخی موارد حتی ملموس و قابل فهم هم در آب در نیامده است. به طور مثال: «خورشید به سکوت… (مکث بسیار طولانی) هم سُرنای استاد… (مکث طولانی) چر، نور به سور می دهد… (مکث) سور، شور می شود… (مکث) آواز می شود… (مکث) آواز سور…» کافی است این شکل از گفتارمتن نویسی با نحوی غیر ملموس و سردرگم را در کنار لحن خود نریتور که بدون هیچ هیجانی است بگذارید تا متوجه شوید این شمایل به هیچ عنوان برای مستندی که قرار است سادگی و البته هیجان یک عروسی را در ایل قشقایی نشان دهد کارساز نیست.

گفتارمتن با تاثیر منفی بسیار زیاد، بخشی از فرمی که می توانست محتوا را نمایان کند، از کار می اندازد و در ادامه شکل تصویربرداری و روایت مستند و همچنین تدوین نیز دوشادوشِ هم، ساختار مستند را پریشان می سازد.

به نظر پوشش بهتر عروسی با درج تصاویری که شور بیشتری دارد می تواست تا حدودی خلاء هیجان را پر کند. متاسفانه تنها چیزی که با وجود نواختن سُرنا و نقاره و دیدن چند صحنه ی کوتاه از پایکوبی در مستند وجود ندارد، همین کلمه ی «شور» است. موضوع درباره عروسی و شوری است که به واسطه ی آن قرار است شاهد باشیم، اما نه! به هیچ عنوان این شور در روایت و اجرای مستندساز حضور ندارد و حس نمی شود. اینکه گفتارمتن چند بار بگوید این عروسی های قشقایی ها حاوی شور است، کافی نیست و خود مستندساز به این دلیل اقدام به تولید این اثر نموده تا همین هیجان و شور را نمایش دهد و به تصویر بکشد یا لااقل مخاطب با دیدن چنین مستندی، آن شور را ببیند و لمس کند و البته که تولیدکننده این ابزار برای بیان هیجان  را دارد، اما از آن استفاده نمی کند.

شاید بگوییم این خلاء شور و هیجان، به دلیل ممیزی و پیش ممیزی و یا خودسانسوری اتفاق افتاده باشد. بدین صورت که مستندساز نتوانسته یا نخواسته یا نگذاشتند که به طور مثال رقص و پایکوبی و نماهای نزدیک از زنان در مراسم ازدواج را نشان دهد تا بلکه کمی این فضای غمبار یک عروسی کاهش یابد، اما باقی ابزارها چه؟ وقتی حتی تدوین وگفتارمتن و استفاده ی بهتر از موسیقی و ریتم نیز ابزاری برای هماهنگی فرم و محتوا توسط مستندساز نیستند، آن محدودیت نمایشِ همه ی زوایای خود عروسی به خاطر ممیزی هم، دلیلی برای چنین کرختی در اجرا به حساب نمی آید.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
5/5 - (1 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه