پنجمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «شلهه»

نقد مستند «شلهه»

رحیم ناظریان

یک روستای خوش و خرم

نمی دانیم مستند، پرتره ای از زنی شهری است که بعد از ازدواج، ساکن روستایی به نام شلهه در جوار مرز ایران و عراق شده است یا مستند درباره ی روستایی است که در آغاز بیابانی بوده و با ابتکار فردی در گذشته و انتقال آب و کاشت درخت نخل، آبادانی به آنجا روی آورده، یا مستند موضوعی مردم شناختی دارد که به عنوان اثری کوتاه به مصاحبه با تعدادی از اهالی می پردازد و اقدام به معرفی آنها و بیان نظرشان درباره ی محیط و اقلیم این مکان می کند. نمی دانیم. هیچ مطمئن نیستیم مستندی بسیار کوتاه درباره ی کدام مورد از موارد یاد شده است. همه ی اینها در مستند کوتاه «شلهه» وجود دارد. اینها به همراه تصاویری از کارهای روزمره ی بانویی که فرد محوری مستند است و کمی هم آب تنی پسربچه ها و برداشت خرما توسط مردان و بسته بندی اش توسط زنان و بازی کودکان و چیزهای شبیه به این.

گفته هایی که از میان مصاحبه ها انتخاب و در محصول نهایی مستند درج می شود، بسیار تکراری و بدون جذابیت است.

مصاحبه با اهالی به همراه تصاویری از محیط پیرامونی روستای شهله، کلیت مستندی است که نمی داند درباره ی چیست. یا نمی داند یکی از اصول ابتدایی مستندسازی تعیین موضوعی اصلی و تبیین موضوعاتی فرعی در راستای همان مورد اصلی است.

گفته هایی که از میان مصاحبه ها انتخاب و در محصول نهایی مستند درج می شود، بسیار تکراری و بدون جذابیت است. به طور مثال بارها و بارها در مستندی کوتاه شاهد مصاحبه هایی معمولی هستیم که در آن شخصی از ازدواجش در گذشته می گوید بدون اینکه کارکرد این تکرار را بدانیم.

«شلهه» احتمالا می خواهد مستندی درباره ی ثبات یک زن در زیستی روستایی با وجود شهری بودنش باشد و قابلیت های او برای تحقق یک رویا را نشان دهد. به طور مثال او علاوه بر انجام کارهای معمول در چنین جغرافایی در خوزستان و اهواز از قبیل امور مربوط به درخت های نخل و محصولات جانبی اش از جمله بافت مصنوعات حصیری و تولید صنایع دستی از برگ درخت خرما که توسط اهالی روستایی اش صورت می گیرد، به تلاش برای گردشگری نیز همت می گذارد. قایقی دارد که در نهر کوچک اما عمیق روستا در جوار دو طرفه ی نخل ها، آن را به آب می اندازد و از امکاناتی که پیرامونش هست و می تواند درآمد زا باشد بهره می برد.

با این حال آنقدر که مدت زمان مستند کم و حواشی زیاد است، نمی شود سر از روایت مستند و نقاط تاکیدی اش سر درآورد. موضوع اصلی سردرگم است و ابزارهای ارائه ی آن محدود. به عبارتی تنها ابزارهای مستندساز برای ارائه ی روایت، مصاحبه و تصاویری است که دوربینی منفعل از روستا ثبت نموده اند.

اگر تلاش زن برای کارآفرینی است، تاثیر این کارآفرینی را در خود مستند نمی بینیم. نمی دانیم این کارآفرینی چه نقشی در ارتقای سطح کیفی زندگی اهالی منطقه دارد. ما تنها شاهد زیبایی های محیط و بکر بودن منطقه ای هستیم که عده ای درباره اش حرف می زنند. چیدن خرما و بسته بندی اش را یقینا در هر مستندی یا فیلمی یا گزارش خبری در هر رسانه ای از تلویزیون گرفته تا فضای مجازی می توانیم ببینیم. اینجا مستند است، چیزی فراتر از چیدن خرما و بسته بندی آن قرار است در جهت معرفی یک روستای نمونه به زعم مستندساز نمایش داده شود.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
5/5 - (1 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه