هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری، ویژه فلسطین

نقد مستند «دریاچه امید»

نقد مستند «دریاچه امید»

رحیم ناظریان

سرزمین کولبران و دریاچه

قاب هایی زیبا از محیطی بکر و یک دریاچه در میان کوه ها در استان کردستان و شخصیت محوری مستند که در گذشته کولبر بوده و حالا عضو تعاونی ماهیگیران دریاچه زریوار است و به پرورش و صید ماهی مشغول شده، موضوع مستندی است تحت عنوان «دریاچه امید» که علاوه بر معرفی و نمایش زندگی یک فرد، دغدغه هایش را نیز بیان می کند.

با وجودی که مستند تمرکزش بر روی شخصی است که در گذشته کولبر بوده و حالا با این تغییر شغل، زندگی بهتری برای خود و خانواده اش رقم زده است، اما مستندساز تلاش دارد در لابه لای این معرفی، بسترهای مناسب صنعت گردشگری و فقدان تلاش از جانب مدیران استانی و کشوری در ایجاد این صنعت را نیز به تصویر بکشد.

مستند «دریاچه امید» در معرفی شغل شخصیتش یعنی پرورش و صید ماهی در دریاچه تا حدودی موفق است

به دلیل پرداختن مستندساز بر موضوع فرعی گردشگری در کنار موضوع اصلی که زیست یک فرد در محیطی بکر است، حضور تصاویر زیبا و چشم نواز دارای دلیلی درون متنی است. به عبارتی این قاب های زیبا از محیط و طبیعت، فقط به دلیل جذابیت بصری اش نیست که در مستند به نمایش در می آید، بلکه کارکردی محتوایی برای بیان قابلیت های گردشگری منطقه دارد. گاها در برخی تولیدات مستند چنین برداشت های زیبا از محیط و طبیعت، تک بعدی و صرفا به عنوان امری چشم نواز به حساب می آید و در مستند «دریاچه امید» چنین قاب هایی بیش از آنکه چشم نواز باشد، مخاطب را قانع می کند که ادعای شخصیت اصلی مستند بر قابیلت های گردشگری این منطقه صحیح و قابل قبول است.

با وجود چنین کارکردی در تصاویر و نکات مثبت آن، یک جنبه از روایت کار در قبال کولبری مهجور مانده است. از آنجایی که علاوه بر گردشگری، روایت فرعی و موضوع فرعی دیگر مستند، کولبری است و شخصیت محوری در گذشته به این کار مشغول بوده و حتی دو نفر از دوستانش در همین راه جانشان را از دست داده اند، مستندساز بدون تاکیدگذاری بر این شغل، توازنی که می توانست مستند را دارای تاثیری به مراتب بیشتر نماید، بر هم می زند. شروع مستند با نمایی کوتاه از کولبران کردستان در برف افتتاح می شود، اما در ادامه تنها شاهد اکنون و پرداختن بر شغل ماهیگری مرد هستیم. این درحالی است که پلانهایی بیشتر از کولبری و رنجی که شاغلان این شغل خطرناک متحمل می شوند، می توانست زمینه ای بسیار تاثیرگذار برای میانه ی مستند باشد. از آنجایی که شخصیت اصلی مستند بارها در طول اثر بر خطرات و مشقت کولبری اشاره می کند، به نظر یک پلان کوتاه در آغاز مستند نمی تواند همه ی حق مطلب را ادا کند. مستندساز می توانست با وجود داشتن تصاویر متعلق به لوکیشن کوهستان و تصاویری از کولبران در حین باربری، استفاده ای بهینه در جهت پیشبرد روایت ببرد، اما در طول مستند تنها اشاراتی کلامی توسط شخص اصلی مستند درباره کولبری و کولبران به جای تصاویری زنده و تاثیرگذار قرار می گیرد. 

مستند «دریاچه امید» در معرفی شغل شخصیتش یعنی پرورش و صید ماهی در دریاچه تا حدودی موفق است و در بین نمایش کار روزانه، اهمیت حیات وحش منطقه را نیز نشان می دهد. غذا دادن هر روزه به یک گراز، نشستن یک گنجشک کنار مرد بر لبه ی قایق، لانه سازی برای لک لک ها و… مواردی است که بکر بودن منطقه را بدون توضیح اضافه ی کلامی بیان می کند.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
5/5 - (2 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه