ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «سرزمین مقدس»

نقد مستند «سرزمین مقدس»

رحیم ناظریان

جذابیت بصری و چالش گفتارمتن

«سرزمین مقدس» نمونه بسیار درخشانی در مدیوم مستند برای فهم این نکته است که چگونه می توان اثری قابل اعتنا از منظر تصویر و روایتی تصویری را با گفتارمتن دچار آسیب هایی جدی نمود. تصویربرداری با کیفیت و روایتی با ضرباهنگی ملایم در «سرزمین مقدس» به روشنی تمام وجوه سوژه را در معرض دید قرار می دهد و مخاطب را با جغرافیایی آشنا می کند که در حالت طبیعی و اقلیم نمی توان در آن انتظار وجود پویایی داشت. شهرستان اشتهارد، در جنوب  استان البرز که در فرهنگ بومی به معنای «سرزمین مقدس» لقب دارد به دلیل بافتی کویری و شرایط سخت آب و هوایی، اقلیمی مخصوص به خود دارد که از دیرباز با درایت نسل ها تبدیل به مرکزی برای رشد و ترقی تبدیل شده است.

با لحاظ کیفیت تصویربرداری و روایتی که بدان اشاره شد، مستند «سرزمین مقدس» دارای جذابیت دیداری بسیار زیادی است که البته شاید بخش اعظمی از این جذابیت به واسطه گفتارمتنی بی اندازه شاعرانه و تا حدودی مهمل از کف می رود.

فیلم از آغاز تا پایان با اتکا بر دوربینی شاعرانه ابتدا کویر اطراف را به نمایش می گذارد و آرام آرام رو به معرفی تمام جنبه های مکان از مناظر صنعتی و کشاورزی و فرهنگی می آورد. چنین رویه ای در چینش مکان ها، روایت مستند را شکل می دهد و این تصوُر به وجود می آید که کویرِ ابتدایی و مکانی به ظاهر غیر قابل سکونت، به طریقی که مستندساز شرح می دهد تا پایان مستند به تمدنی قابل اعتنا مبدل شده است. با این طرح می شود حتی پیشینه یا دوران قبل از شکل گیری تمدن در اشتهارد را به صورت ذهنی بازسازی کرد. به زبان دیگر تاکیدگذاری مستندساز در آغاز مستند بر بیابانی خشک و بی آب و علف، ذهن مخاطب را آماده می کند تا دوران قبل از شکل گیری تمدن در این ناحیه را تصور کند و در میانه مستند شاهد رونق و شکوفایی اش باشد.

اگر به تدوین مستند نیز دقت کنیم می توان به روشنی دید که بعد از مقدمه یا ورودی، فیلم به یکباره به سراغ تکنولوژی نمی رود و کارخانه های مدرن صنعتی را به نمایش نمی گذارد. روند به این صورت است که ابتدا خشک ترین کویری که در طول مستند شاهدش هستیم را در پلان آغازین می بینیم و کم کم تپه ها و کوه ها نمایش داده می شود، سپس صدای قطرات آب که بیانگر حیات است شنیده شده و در ادامه درخت هایی تک و توک که در آبکنار روئیده اند به تصویر کشیده می شود. همین کافی است تا بدانیم مستندساز برای روایت، آگاهانه، خطی در نظر گرفته تا ما را از بی چیزی و خشکی به سمت طراوت و هستی سوق دهد. همین رویه تا پایان مستند ادامه می یابد. بنابراین طبیعی است تا در صحنه های بعدی ابتدا خانه های دستکن در دل کوه و ابنیه قدیمی و مشاغل سنتی و شکل آب رسانی به صورت باستانی را ببینیم و لحظه به لحظه شاهد ورود تکنولوژی و به روز شدن اشتهارد باشیم. همین اتفاق می افتد. مستندساز با تصاویری هوایی ما را با ظاهر قنات های منطقه آشنا می کند، کوره های قدیمی و سنتی آجر پزی را نمایش می دهد، ابنیه تاریخی و باستانی را معرفی می کند و کم کم به دنیای مدرن و نمایش کارخانه های پیشرفته تر از جمله کارخانه های محصولات غذایی و حتی دارویی می رسد.

با لحاظ کیفیت تصویربرداری و روایتی که بدان اشاره شد، مستند «سرزمین مقدس» دارای جذابیت دیداری بسیار زیادی است که البته شاید بخش اعظمی از این جذابیت به واسطه گفتارمتنی بی اندازه شاعرانه و تا حدودی مهمل از کف می رود.

به طور مثال وقتی تصویر در حال نمایش کوره های آجر پزی به شکلی قابل قبول و هنرمندانه است، گفتارمتن بدون وقفه با زبانی بریده بریده و یک جور شاعرانگی با فاز عرفانی همان چیزی را مجدد شرح می دهد که زبان تصویر در حال بیان آن است. در زیر به بررسی گفتارمتن با تشریح نمونه هایی از آن می پردازیم:

 «اینجا بیابان است.» و تصویر، بیابان را نشانمان می دهد.

 «بی سایه، خورشید، خاک همسایه» زبانی شاعرانه که البته خیلی فنی نیست و ادبیتِ آن تا اندازه ای است که توی ذوق می زند.

«آتش به جنگ خاک می رود. خاک را با باید پخت به کیمیا. کوره به کوره. خشت به خشت، آجر به آجر، ستون به ستون، طاق به طاق.» گفتن آنچه تصویر از پسش برآمده، توضیح واضحات است و همچنان زبان و لحن و نحو گفتارمتن به دلیل آرایه های ادبی بی اندازه اش، مستند را از ریخت می اندازد.

«مرغکان گرد هم آوری، دانه فراوان، آب فراهم، فزون کنی روزی» این گفتارمتن متعلق به تصاویری درباره مرغداری است. ادبیت متن به هیچ وجه سنخیتی با مرغی که در مرغداری صنعتی می بینیم و تخم می گذارد و همچین ادوات صنعتی که شاهدش هستیم، ندارد.

«برف می روید از این خاکِ خستۀ دیروز. برف ها چیده می شود.» منظور مزرعه پنبه است. یک استعاره بی معنی و از مد افتاده که برف را به جای پنبه آورده است. چیزی که به نظر نیازی به این همه طنازی در کلام ندارد.

«شهر در جنگ. رنگ در رنگ، دل به جوش، تن به فریاد» استفاده از آرایه هایی کلاسیک که آنقدر در طول مستند زیاد است، قابلیت های فنی اثر را زیر سوال می برد. با این وجود مستند «سرزمین مقدس» اثری است که اگر حتی یک بار آن را با صدای خاموش ببینیم، به کیفیت اجرایی آن پی می بریم. به عبارتی دوربین به شکلی قابل قبول تمام بار معنایی را به دوش کشیده و آنچه قرار بوده در قالب تصویر در جهت ارائه اطلاعات صورت گیرد با مشاهدات مخاطب کامل می شود و در بیشتر مواقع گفتارمتن به عنوان عنصری اضافه خود را بر تصویر تحمیل می کند.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه