ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند « مشروعه بر دار»

نقد مستند « مشروعه بر دار»

رحیم ناظریان

تصاویری تازه، اطلاعاتی کهنه

معلوم نیست چند مستند دیگر با روشی تکراری، به روایت مجدد دانسته های ما از تاریخ مشروطه، آن هم با شیوه ای در اجرا، به مراتب تکراری تر، در ایران تولید خواهد شد و تا چه میزان بودجه هایی از این دست برای سر هم کردن آرشیو و حتی آرشیوی بکر هدر خواهد رفت. مستند «مشروعه بر دار» گرچه دارای تصاویر تازه به واسطه دسترسی به آرشیوی دست نخورده از تاریخ مشروطه است، اما در اغلب زمینه ها تکراری است.

مستند تمام تلاشش را دارد تا تیترهایی گل درشت از تاریخی وسیع را انتخاب و پشت سر هم بیاورد تا نهایتا در پلان های پایانی به اوج شعارزدگی  و سهل انگاری اش در فرم برسد.

از یک سو در «مشروعه بر دار» شاهد استفاده از آرشیوی هستیم که تا کنون در مستندهای پیشین با چنین موضوعی به کار نرفته و از سوی دیگر گفتارمتن و پژوهشی را می شنویم که بارها با آن مواجه شده ایم. به عبارتی هیچ تناسبی بین تصاویر بکر آرشیوی و اطلاعاتی که باید بنا بر پژوهش صورت گیرد در مستند وجود ندارد.

وقتی یک مستندساز یا فیلمساز بنا به هر دلیلی به یک مجموعه تصاویر منحصر به فرد دسترسی پیدا می کند، این نکته حائز اهمیت است که به موازات این گنجینۀ تصویری، مطالعه یا کشفی تازه را در دستور کار قرار دهد تا توازن اثر بر هم نریزد. در «مشروعه بر دار» تمام هم و غم تولید کننده بر همان آرشیو استوار است. انگار شوک دسترسی به این مهم، او را از نظر روانی قانع نموده و در نهایت با یک جستجوی مختصر به اطلاعاتی انگشت نما از خود تاریخ بسنده کرده است. نتیجه نیز کاملا مشهود است که مستند همان چیزی را می گوید که بارها درباره اش اطلاعاتی کسب کرده ایم و تازگی و یا تحلیل و تفسیر، چیزی است که فقدانش به روشنی حس می شود.

 فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچون بی شمار مستندهای تولید داخل، در مستند «مشروعه بر دار» نیز با همان انگیزه شرح داده میشود که باقی آثار در پی اش هستند. اینکه بعد از این قیام و پیروزی مشروطه چی ها، بگوید شیخ فضل الله نوری به دست آنان اعدام شد. یک تلقی و تفسیر از کلیت مشروطه که همیشه توسط این طیف، با زمان اندکی که در یک مستند دارند، به صورت مختصر بیان می شود و خلاصه اش همین است که مشروطه چی ها به فلان دلایلِ تیتروار شیخ را بر دار کردند. همین قدر ساده و مختصر، بدون شرح و بدون تحلیلی مفصل. چنین روشی در توصیف ماجرایی با ابعادی بسیار گسترده، نتیجه ای جز مهمل ماندن اطلاعات ندارد. مخاطب با چند دلیل که به صورت تیتر بیان می شود هیچگاه نمی تواند از تمام زوایا بر لایه های ماجرایی که دارای ابعادی وسیع است اشراف داشته باشد.

نقد ملی گرایی و مبارزه مذهبی ها با سلطنتی ها و همچنین نقد روشنفکرانی که به زعم مستندساز افسارشان در دست غرب بود، مواردی است که در مستند بدان تاکید می شود. به طور کل مستند تمام تلاشش را دارد تا تیترهایی گل درشت از تاریخی وسیع را انتخاب و پشت سر هم بیاورد تا نهایتا در پلان های پایانی به اوج شعارزدگی  و سهل انگاری اش در فرم برسد. مستندی که تمام پلان هایش از آغاز تا دقایق پایانی به دلیل پرداختن بر موضوعی تاریخی و آرشیوی بودن، سیاه و سفید بود، به ناگاه برای جمع بندی روایت، به چند قاب رنگی و امروزی رجوع می کند. از طرفی موضوع مستند که درباره شخصیت مذهبی مستند یعنی شیخ فضل الله نوری و تاثیر او بر جریان های پس از انقلاب مشروطه بود، به ناگاه و بسیار غیر منتظره، آرمان او به اکنون و تصاویری از پرتاب موشک های نظامی و پیشرفت ایران وصل می شود. یعنی… بله آن آرمان حالا در شکوه و جلال ایران امروزی متبلور شده. فرم به یکباره تغییر می کند و محتوا نیز همین سر و شکل را دارد. نود و نه درصد مستند در دل تاریخ غوطه می خورد و پلان های کوتاه پایانی یک مانیفست، متعلق به زمان حال است. کاری به غلط یا درست بودن تلقی مستندساز نداریم، بحث بر سر چگونگی ارائه محتوا در یک فرم مطلوب است.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه