ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «حاصل فصل من»

نقد مستند «حاصل فصل من»

رحیم ناظریان

جهانی که همه چیز در آن برق می زند

« حاصل فصل من» از آن دست مستندهاست که سرتاسر، نگاهی امیدوارانه به جهان پیرامون خودش دارد و با نگرشی مثبت، حتی سر سوزنی در آن نگاهی منفی نمی توان یافت. همه چیز در حال بهبود است و از اساس، مستند نمونه کوچکی از ایرانی سرشار از گل و بلبل را نشان می دهد که مملو از نشاط و شادی و توسعه و ترقی و درست شدن و رشد و پیشرفت و بهبود و تکامل و حرکت و بهتر شدن و صعود است. به هیچ عنوان ترویج سیاه نمایی نیست که لااقل زندگی و جهان در قالبی کاملا روشن و یکنواخت روایت نشود و کاستی ها در کنار بالندگی ها مجال عرضه داشته باشد. این قبیل مستندها آنقدر دنیا را خوب نشان می دهند که از اساس رنگی جز سفیدی باقی نمی ماند و به طور کل این جور مستندها منکر رنگ های زننده اما واقعی و ملموس دیگرند.

مستند «حاصل فصل من» به هیچ عنوان باورپذیر به نظر نمی رسد، چرا که بخشی از حقیقت را به اصرار، پنهان می کند.

مشکل سیاه نمایی یا نگاهی صرفا امیدوارانه نیست، بلکه میزان باورپذیری اثری مستند ایجا مهم است که با القای جهانی کاملا پاکیزه و بالنده، تیشه بر ریشه خود می زند. نمی توان تا این اندازه جهان را تک سویه، در معرض دید مخاطب قرار داد و بارها در اثر به این نکته اشاره نمود که همه چیز اصلاح شده و شرایط رو به بهبود است و از سویی نیز انتظار باورپذیر بودن داده ها را داشت. از اساس چنین جهان کوچکی نه در ایران بلکه در منظومه شمسی نیز وجود ندارد که در آن همه چیز اینطور آرمانی پیش رفته باشد.

ماجرا این است که بیان نقص، چیز ترسناکی نیست. نمایش کاستی ها نمی تواند سیاه نمایی لقب بگیرد و روستای نمونه مستند «حاصل فصل من» نیز یقینا فارغ از محرومیت های عدیده ای که در مستند هیچگاه اشاره ای بدان نمی شود، نیست. می دانیم آنجا کجاست و می دانیم محرومیت جزئی از تاریخ این سرزمین هست و میدانیم با این تصاویر که از اساس مَجاز هستند نمی شود کلیت یک مکان را به تصویر کشید. بنابراین مستند «حاصل فصل من» به هیچ عنوان باورپذیر به نظر نمی رسد، چرا که بخشی از حقیقت را به اصرار، پنهان می کند. چرا که این همه شرح رشد و توسعه در روستایی کوچک آن هم با چند قاب بسته و پرهیز از نمایش همه آنچه در آنجا وجود دارد، نمی تواند حق مطلب را ادا کند. کافی است بدون تاکیدگذاری های مستند، جستجویی اینترنتی و مختصر از مکان رویداد این اثر داشته باشیم تا لااقل املای کلمه محرومیت را یاد بگیریم یا بدانیم محرومیت با کدام «ح» نوشته می شود. خلاصه اینکه جهانی کوچک یا بزرگ که همه چیز در آن برق می زند، احتمالا وجود ندارد. لااقل در ایران.

مستند به صورت اول شخص درباره دختری دانشجوست که در روستای زادگاه خودش به جنگ آفات کشاورزی می رود و در ادامه با رفع این آفات به زعم خودش، آفاتی مهمتر را از جامعه کوچکش دور می کند. آفت دوم درباره ایجاد کارآفرینی با ایجاد صندوقی قرض الحسنه است. مستند با پیگیری کارهایی که شخصیت محوری اش انجام داده و می دهد سعی دارد تلاش بی شائبه او برای بهبود اوضاع روستا را به تصویر بکشد و البته همانطور که گفته شد برای نمایش این مهم، کاملا یکسویه همه چیز را مثبت می بیند.

مستند از نظر ساخت نیز ظاهری به شدت ساده دارد. مستندساز با بازسازی برخی از رویدادهای گذشته تلاش می کند روایتی خطی از رویدادها بسازد و تمام فعالیت های زنِ حاضر در مستند از گذشته تا کنون را به ترتیب به تصویر بکشد. نکته ای دندانگیر از نظر فنی در مستند به چشم نمی خورد و تنها نکته مثبت همان نگاه کاملا مثبت به سوژه است که البته همان هم ای کاش وجود نداشت.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه