ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «باغستان»

نقد مستند «باغستان»

رحیم ناظریان

نادیده گرفتن ظرفیت های سوژه

مستند به باغستان های شهر قزوین می پردازد که از دیرباز در کتاب های بسیار قدیمی و سفرنامه هایی مربوط به این شهر درباره آن اشاراتی شده است. موضوع مستند علاوه بر معرفی این باغ ها، درباره اهمیت حفظ آن و همچنین حمایت از خود باغدارها نیز هست. اینگونه که در طول سالهای اخیر با مدیریت غلط و بی مسئولیتی بخش دولتی، مساحت زیادی از باغستان از بین رفته و هم اکنون به دلیل تغییر نسل، جایگاه خود باغدارها به خطر افتاده است.

اثری ساده که یک راست موضوع را طرح می کند و از کمترین ابزار برای انتقال اطلاعات بهره می برد

مستندساز با مصاحبه هایی سعی در انتقال اطلاعات دارد و این در حالی است که راوی اصلی مستند زنی است که در حوزه هنر محیطی، قصد اجرای اثری مرتبط با باغستان ها دارد. هدف معرفی این ذخیره طبیعی به مردم و نگرانی هایی درباره از بین رفتن آن است. بنابراین مستند «باغستان» در اجرا از شیوه مصاحبه و گفتار متن بهره می برد. گفتار متن نیز اول شخص و از زبان همین هنرمند خانم است. روایت نیز بر پایه همین عوامل به صورت چرخشی پیش میرود. پلان هایی متعلق به مصاحبه با دو باغدار سالخورده، گفتگو با یکی دو کارشناس و صحنه هایی از جلسات پیش تولیدِ اجرای هنر محیطی، به صورت برش خورده و پی در پی شیوه تدوین مستند است.

با این توضیح می توان متصور بود که با چگونه مستندی مواجه هستیم. اثری ساده که یک راست موضوع را طرح می کند و از کمترین ابزار برای انتقال اطلاعات بهره می برد و برای انتقال این اطلاعات نیز فرمی قابل توجه در نظر گرفته نمی شود.

مساله مهم در چنین آثاری، علاوه بر اشراف کامل مستندساز بر سوژه، اهمیت فضاسازی است. وقتی در دل گفتگوهایی بی پیرایه، مدام بر ماجرای حذف درختان و مبحث آلودگی تاکیدگذاری می شود، بهتر اینکه خود این آلودگی با ظرافت بیشتری نشان داده شود یا وقتی موضوع از بین رفتن درختان در طول سالهای اخیر و توسعه شهر به میان می آید، بهتر اینکه به جای بیان ماجرا فقط از طریق یک نقشه و تصویرسازی کوتاهی، در خود شهر نیز تصاویری از این غارت یا حذف نمایش داده شود. یقینا به تصویر کشیدن این موارد علاوه بر اینکه بر جذابیت بصری کار می افزاید، در بحث دلیل و مدرک نیز می تواند به مستند کمک کند. مهمترین نکته نیز با این تمهیدات، فضاسازی است. اگر مستندساز اثرش را با چنین تصاویری ارائه می نمود، بی شک حس و حال و حالت مستند نیز از کرختی بیرون می آمد و مخاطب بیش از پیش درگیر اتمسفر می شد.

برش های آنی از گفتگوهایی مختلف نیز تا حدودی کار را از ریتم می اندازد و این قطع ها به تداوم روایی مستند آسیب می زند. مستندساز صرفا برای خود موضوع مدام بین مصاحبه شونده ها می چرخد و چیزی که برایش اهمیت دارد تداوم اطلاعاتی است که آنها می دهند، اما نکته اینجاست که این برش ها باید دارای کارکردی فرمی نیز باشند و شکل مستند را دچار چالش نکند.

باغستان های قزوین در سفرنامه ناصرخسرو نیز آمده است. در مستند به این نکته از زبان یکی از کارشناس ها اشاره ای می شود. چه بهتر که ماجرای کم آبی و رفرنس ناصرخسرو با تامل و تاکید بیشتری پرداخت می شد. حتی خواندن یا یافتن این متن می توانست جذابیت دیداری و شنیداری و همچنین علمی به مستند بدهد. کم آبی نیز نکته ای دیگر است. به این موضوع هم توجهی آنچنانی نمی شود. باغدارها حرف هایی درباره شکل تقسیم آب رودخانه و نحوه آبرسانی می زنند، اما از نظر تصویری چیز دندانگیری عایدمان نمی شود.

یا باغدار ها فقط به صورت کلامی درباره بیمه و تمرد فرزندان خود برای ادامه باغداری و حفظ شغل می گویند. در این بخش نیز مستندساز چنین موضوع مهمی را در همان حد کلام نگاه می دارد. در حالی که می توانست با پیگیری نوع زاویه و دلایل خود فرزندان، هم بر اهمیت ماجرا تاکیدگذاری کند و هم اینکه بر تعداد حاضرین جلوی دوربین اضافه کند.

و نکته بسیار بسیار مهم. آیا مستند درباره باغ نیست؟ میوه ها کجا هستند؟ درخت ها چه نقشی دارند؟ کار باغدارها چرا در مستند نمایش داده نمی شود؟ چرا با چنین ظرفیتی، دوربین ایستاده و دو باغدار که کارشان باغ و باغداری و فعالیت است، روبروی آن نشسته و فقط حرف می زنند؟

تمام اینها یک معنی بیشتر ندارد. ظرفیتی برای بیان بهتر سوژه هست، اما خلاقیتی برای اجرا وجود ندارد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه