ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «نقش زیگلِر»

نقد مستند «نقش زیگلِر»

رحیم ناظریان

شکوه و زوال نقش ها

علاوه بر شرح تاریخچه فرش در شهر اراک، مستند «نقش زیگلِر» دو نکته در خود دارد که مستند را از ساحتی صرفا پژوهشی به اثری انتقادی نیز مبدل می کند. یکی اینکه شرکت انگلیسی سوئدی به نام «زیگلِر» در شهر اراک چگونه سبب رونق و شهرت فرش در این شهر و در نهایت زوال آن گردید و دیگر اینکه چگونه به روز شدن یک صنعت یا هنری سنتی می تواند سبب آسیب دیدن وجه هنری آن گردد.

مستند «نقش زیگلِر» با چنین رویه ای، یک تلنگر بسیار مهم نه فقط برای فرش اراک و تاریخ عظمت و زوالش، بلکه راهکاری برای هنرهایی سنتی است

«نقش زیگلِر» عنوانی کنایی نیز دارد که دقیقا در راستای همین خیر و شر با ورود این شرکت یاد شده، نسبت به هنری سنتی است. اینگونه که کلمه «نقش» می تواند در این نامگذاری در دو حالت معنا شود. ابتدا نقش و میزان تاثیرگذاری این شرکت بر فرش منطقه را یادآوری می کند و دیگر اینکه «نقش» در معنای خود نقش و نگارهایی است که این شرکت ارائه نمود و بر اساس آن طرح ها و نقشه ها فرشهایی در اراک تولید شد. این نام گذاری آنقدری زیرکانه و دقیق هست که بتوان حتی درونمایه مستند را نیز از دل آن بیرون کشید. حتی دو سوالی که در ابتدای این نوشتار طرح شد را می توان در عنوان اثر نیز مشاهده نمود. اینگونه که کلمه «نقش» با دوکارکرد معنایی ما را به دو سوال یاد شده ارجاع می دهد.

مستند که حاوی تصاویر آرشیوی تازه و دیده نشده ای است، در نیمه اول با اتکا بر همین آرشیو، جلال و شکوه هنر فرشبافی اراک را به تصویر می کشد و با تغییری خلاقه، حالت و فضای اثر را دگرگون می کند. بخشی از مستند با شرح تاریخچه و تاثیر شرکت زیگلر با به برش هایی از گفته های کارشناسانِ این هنر پیش می رود که گفتار متن خبر از شروع اتفاقاتی تلخ می دهد. با همین اخطار است که قابی از جهان امروزی به جای آرشیو و تصاویر گذشته نمایش داده می شود. به عبارتی مستندساز با بیان اینکه اتفاقاتی تلخ دامن فرش اراک را گرفت، تغییری در اتمسفر اثرش ایجاد می کند. تصاویر آرشیوی که بیانگر گذشته و شکل دهنده فضایی قدیمی اند و شکوه و جلال فرش اراک را نشان می دهند به یکباره با تصویری از اکنون قطع می شود. این تکنیک به راحتی مخاطب را آگاه می سازد که آن شکوه با گذر زمان و در تاریخی متاخرتر به زوال گرائیده است. فضای مستند که آکنده از تصاویری متعلق به گذشته از دوران قاجار بود به ناگاه با تصویری از امروز و یک خیابان در زمان حال و برگهایی که می ریزند قطع می شود.

موضوع مهم دیگر بحث سری دوزی است. از آنجایی که فرش اراک در حدود 150 سال است که روند جهانی شدنش را آغاز نموده، ورود شرکت زیگلر سبب می شود تا این هنر به صورت انحصاری در اختیار آن قرار گیرد و فرشی که صاحب سبکی منحصر به خود بود با زائقه آن شرکت مبدل به هنری تکرار شونده گردد. به عبارتی زیگلر کاری کرد تا علاوه بر تولید بسیار زیاد فرش در اراک و صادرات آن به کشورهای دیگر، هنری سنتی و روستایی، تبدیل به هنری شهری شود. ابعاد و نقش و نگار فرش تغییر کند و همه چیز به نسبت تقاضای مشتری غربی تغییر نماید.

مستند «نقش زیگلِر» با پرداختن بر این دو موضوع یاد شده تا حد زیادی فراتر از مستندی با زاویه ای صرفا تاریخی عمل می کند و سوژه را از زوایایی تازه مورد بررسی قرار می دهد. چیزی که تفاوت را ایجاد می کند پرداختی تو در تو از تاریخ و تحلیل شرایط است. غالبا اکثر مستندهایی با این موضوعات، تمام دست آوردشان، گاه شماریِ اتفاقات است و همین که بتوانند رویدادهای اصلی یک واقعه در گذر زمان را با تحقیق بیابند، بعضا نیازی نمی بینند تا دلایل را واکاوی کنند. اینجا در مستند «نقش زیگلِر» یک موضوع با محوریت فرشی ایرانی در یک جغرافیای مشخص، مبدل به روایتی غمناک می شود. مستندساز با زیرکی، ابتدا برش هایی از سخن کارشناسان مدعو را در نیمه ابتدایی اثرش درج می کند که سراسر بالندگی سوژه را مد نظر دارد و نیمه دوم مستند نیز سخن همان کارشناسان است که البته طعم فروریختن و نابودی سوژه را می دهد.

مستند «نقش زیگلِر» با چنین رویه ای، یک تلنگر بسیار مهم نه فقط برای فرش اراک و تاریخ عظمت و زوالش، بلکه راهکاری برای هنرهایی سنتی است که باید با گذر زمان اصالت خود را حفظ کنند تا دچار فراموشی نشوند. نقش شرکت زیگلر در فرش اراک، نقشی توام با همین عظمت و زوال است و مستندساز به خوبی آن را با امکاناتی محدود توصیف می کند.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه