هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری، ویژه فلسطین

نقد مستند «زرافشون»

نقد مستند «زرافشون»

رحیم ناظریان

زندگی سراسر اندوه یک دختر قدرتمند

مستند گرچه از خودگذشتگی دختری میانسال در دل جنگل در جوار خانواده دامدارش را توصیف می کند، اما به دلیل عدم نمایش چهره او در قابی نزدیک در پلان هایی تاثیرگذار، موفق به ارائه تمام و کمال شخصیت محوری اش نمی شود. مستند بیش از پیش بیان درد و دلی شخصی از دختری است که به خاطر والدینش زندگی زناشویی را نیز تجربه نکرده و در جایی دوردست میان جنگل به دامداری مشغول است. موضوع از این قرار نیست که ما به عنوان مخاطب هیچگاه شاهد چهره این دختر در نمایی نزدیک نیستیم، بلکه هدف، جانمایی و شکل این نمای نزدیک در لحظاتی از مستند است که بتواند کارایی بیشتری برای درونمایه اثر داشته باشد.

تیم تولید مدت زمان زیادی را نزدیک به سوژه گذرانده اند، اما با وجود این پیگیری، مستندساز موفق نمی شود از این چالش بگذرد که زیست نزدیک تر و خصوصی تر خانواده را ثبت کند.

توصیف دختری میانسال و پوشش زندگی سخت او با شرح بخش هایی از آرزوهای دست نیافته اش و همچنین کمک بی شائبه بر پدر و مادرش در شغل دامداری، می طلبد تا درونمایه مستند را ایثار یا از خودگذشتگی قلمداد کنیم. دختری که چروک روی صورتش تلنگری برای پایان آرزوهایی همچون داشتن همسر و فرزند و تشکیل یک زندگی مستقل است و نحوه زیست او نیز به گونه ای است که نمی توانیم برایش خلاصی از این شرایط متصور باشیم. با این حال مستندساز برای این درونمایه، احتیاج به دوربینی حساس تر نسبت به شخصیت اصلی دارد. در لحظات طولانی ابتدایی مستند، او را در قاب هایی دور می بینیم و البته حواشی پیرامونش و انجام امور روزانه توسط او نیز مورد تاکید است. قاب هایی که چهره دختر را تمام و کمال با مکث به تصویر بکشد آنقدر محدود است که مجالی برای همذات پنداری نمی گذارد. این اهمال تا اندازه ای برجسته است که در پایان مستند ما تصور روشنی از شخصیت از منظر دیداری و شناخت نداریم. معدود پلان هایی که این مورد را پوشش می دهد نیز بر روی فعلی دیگر تمرکز دارد. به طور مثال سیقل دادن یک تبر توسط دختر، در یکی از صحنه ها، به جای اینکه ما را درگیر چهره اش کند، عملش را در دیدرس ما قرار می دهد و تاکید بر آن فعل قرار دارد. به نظر به دلیل اهمیت موضوع ایثار که منتج به پیر شدن دختری در جهت حمایت از پدر و مادرش شده است، ما به عنوان مخاطب باید بیش از این درگیر خود شخصیت و رنج پنهان در چهره اش باشیم. این اتفاق در مستند نمی افتد و اثر هر چقدر از نظر گفتار و نمایش پیرامون، خوب عمل نمود از نظر شخصیت سازی کاری از پیش نبرد.

مستند «زرافشون» البته درد و دل این دختر پا به سن گذاشته را به خوبی در جای جای روایت درج می کند و از نظر شنیداری اطلاعاتی کامل از زندگی خودش و والدینش می دهد. گرچه اینها نیز تماما خصوصی و در محدوده همان درد و دل کردن قرار دارد. به نظر مستندساز می توانست به جای ورود به فازی سراسر غمناک یا ترحم برانگیز، سبک زندگی این دختر را نیز تشریح کند و تمام وقت، صرفا اندوه او را به نمایش نگذارد. بی شک چنین شکلی از زیست، علاوه بر رنجی که مخاطبی شهر نشین یا فرد ساکن در روستایی با امکانات، در قبال دختر مورد نظر دارد، دارای جذابیت ها و زیبایی هایی نیز هست. این در حالی است که تمام ابزارهای تولید مستند از موسیقی تا شکل فیلمبرداری و حتی مکالمه غیر مستقیم با دختر، همگی در راستای بیان یک زندگی سراسر اندوهبار است. همه چیز دست به دست هم می دهد تا مخاطب فقط رنج این دختر پا به سن گذاشته را ببیند و حس کند. این در حالی است که به نظر چنین شخصیتی با این همه توان، دارای قدرت هایی و لحظاتی متفاوت از اندوه نیز هست.

چنین دختری با انجام کارهایی مردانه، وقتی خود اعتراف می کند که به آشپزی علاقه ای ندارد، می تواند با صلابت بیشتری توصیف شود. به عبارتی خود دختر در کلام، فعلی که قاعدتا در روستاها فعلی زنانه محسوب می شود را نمی پسندد و روزش با انجام اموری می گذرد که متعلق به مردان روستا با بنیه ای قوی است. چنین زنی چطور می تواند تماما ناامید و یخ زده روایت شود. به نظر مستند علاوه بر فاز کنونی می توانست برای نمایش قدرت این زن، در شکل توصیف خود تغییری ایجاد کند.

مستندساز زمان زیادی را برای تصویر برداری اختصاص داده است. این مساله با وجود تصاویری از فصول مختلف سال قابل مشاهده است. برداشت هایی از زندگی خانواده در فصول سرد و گرم سال نشان می دهد که تیم تولید مدت زمان زیادی را نزدیک به سوژه گذرانده اند، اما با وجود این پیگیری، مستندساز موفق نمی شود از این چالش بگذرد که زیست نزدیک تر و خصوصی تر خانواده را ثبت کند. به طور مثال یکی از لحظات بسیار جذاب مستند، روشن کردن خانه با موتور برق بنزینی و تهیه یک تلویزیون است. این سکانس به دلیل ثبت لحظه ای خاص از زندگی خصوصی خانواده دارای ارزش است، اما چنین سکانس هایی در طول مستند به ندرت به چشم می خورد.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟
1/5 - (1 امتیاز)


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه