ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «کُرُش»

نقد مستند «کُرُش»

رحیم ناظریان

معرفی یک نوشیدنی از خاک و انگور

مستند «کُرُش» به یک نوشیدنی سنتی در استهبان که یکی از شهرهای استان فارس است می پردازد و مرحله به مرحله تولید آن را توضیح می دهد. در گویش محلی «کُرُش» علاوه بر خود نوشیدنی به مکانی که آن را تولید می کنند نیز گفته می شود. شیره پزی انگور و تهیه شربتی که علاوه بر خود میوه از یک نوع خاک منطقه نیز در آن استفاده می شود، جزئی از میراث معنوی مردم استهبان است که در مستند «کُرُش» مراحل تولید آن و شمایل آئینی اش مرود بررسی قرار می گیرد.

گفتارمتن نیز به شدت غیر استاندارد است و خلاقیتی در نوشتار این متن دیده نمی شود.

در این عمل یا آیین، باغدار یا کسی که تخصصی در تهیه محصول نوشیدنی دارد ابتدا انگور‌ها را چیده و پس از شستشو آنها را در حوضچه هایی ریخته و افرادی چکمه پوش با لگدکوب کردن، آب انگور را جدا می کنند. آب انگور بدست آمده را با خاک رس مخصوصی مخلوط می کنند تا محصول نهایی شفاف شود و در نهایت آب انگور را می جوشانند تا شیره نهایی به دست بیاید.

مستند به مراحل تولید کار نظر دارد و هیچ پرسش و پاسخی درباره چیزی طرح نمی کند. به طور مثال همین ماجرای اضافه کردن خاک رس به شربت هیچگاه از نظرگاهی علمی حتی با یک سوال همراه نیست. اینکه آثار مثبت یا مضر این خاک بر بدن چیست و جز اینکه گفتارمتن بگوید شربت با این خاک شفاف و حلال می شود، نکته دیگری درباره اش بیان نمی شود. به عبارتی مستندساز به هیچ عنصر بیرونی توجهی نشان نمی دهد و تماما مشاهده گر باقی می ماند.

مستند کاملا گزارشی و مشاهده گر است و این تا اینجا هیچ مساله ای ایجاد نمی کند، اما روایت به شکلی روتین همه چیز را مرحله به مرحله به تصویر می کشد. عنصری که سبب کششی اندک در مستند می شود همان ناآگاهی ما از محصولی به نام کُرُش است. یعنی اگر قرار باشد یک بار این مستند را ببینیم، عامل نگه دارندۀ مخاطب، صرفا اطلاعاتی است که مستند در قبال تولید یک نوشیدنی می دهد. مساله اینجاست خود مستند به عنوان یک پدیده که می تواند حاوی خلاقیت باشد، هیچ گزینه ای برای بحث ندارد. پلان ها پی در پی نحوه تولید یک نوشیدنی را با فرمتی به شدت ساده شرح می دهد و در طول مستند نه از جانب دوربین و نه خلاقیت های تدوین، موردی برای گفتگو و جلب توجه وجود ندارد. به عبارتی اگر کسی مراحل تولید کُرُش را از پیش در جایی خوانده باشد، به دلیل فقدان جذابیت های تصویری یا خلاقیت در بیان و ظرافت های فیلمیک به نظر میلی نخواهد داشت صرفا به خاطر خود محصولی به نام «کُرُش» مستند را تا پایان همراهی کند. یا اینکه مستند جزء آن دسته از آثار است که پس از یک بار دیدن اطلاعاتی را به بیننده منتقل می کند و برای بار دوم دیدن هیچ مزیتی و لایه ای ندارد.

گفتارمتن نیز به شدت غیر استاندارد است و خلاقیتی در نوشتار این متن دیده نمی شود. «انگورها در دامنه کوهستان های استهبان به لطف ابرهایی که از دریا میاد و بارون می باره هر ساله ثمر میدن و کام دوستارانش رو شیرین می کنن» در نمونه ای که از گفتارمتن آورده شد به خوبی فاز انشاء گونه آن مشهود است. کلماتِ اضافه و عباراتی که بهتر است به جای درج در گفتارمتن از زبان خود آدمهای محلی بیان شود نیز در طول مستند به کرات به چشم می خورد. به طور مثال آنجایی که خاک رس به آب انگور اضافه می شود، گفتارمتن درباره دلیل این کار از کلمه حلالیت استفاده می کند. این دقیقا موردی است که می تواند از زبان اهالی بیان شود و نه گفتارمتن. وقتی نریشن که از زاویه دید خود مستندساز نوشته و اجرا می شود، بدین معنی است که او نیز تمام اطلاعات بیان شده را پذیرفته است. حال اینکه حلال شدن یک شربت با خاک بیش از آنکه جنبه ای علمی داشته باشد، سویه ای اعتقادی است و بهتر اینکه این محتوا از زبان یکی از اهالی و متخصصان استحصال کُرُش بیان شود. شاید گفته شود، گفتارمتن دارای لحن و نحوی است که از زبان یکی از متخصصین کرش بیان می گردد، اما آنچه اهمیت دارد زاویه دید گفتارمتن است و این زاویه دید در مستند از جانب شخص یا متخصصی نیست.

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه