ششمین جشنواره تلویزیونی مستند

جشنواره مستند، جشنواره تلویزیونی مستند، جشنواره فیلم، جشنواره عکس و جشنواره مستند نگاری

نقد مستند «خالدار»

نقد مستند «خالدار»

رحیم ناظریان

گذشته مصیبت بار یک نگهبان

شخصیتی که به واسطه پیشینه اش و البته چهره کنونی و نحوه حرف زدنش دارای جذابیت زیادی است، در مستند خالدار در قالب یک پرتره به تصویر کشیده می شود. مستند برخلاف اکثر آثاری با موضوع اعتیاد که به صورت گزارشی به عواقب آن می پردازند و صرفا بلا و مصیبت شخص معتاد را نمایش می دهند، دو سوی ماجرای به دام افتادن و از دام رهیدن را مد نظر دارد. بنابراین می توان موضوع مستند را از یک سو شرح راهی دانست که شخصیت محوری یعنی «عباس» دچار اعتیاد می شود و تا مرگ نیز پیش می رود و از سوی دیگر مسیر بازگشت او به زندگی عادی را نشان می دهد.

مستند «خالدار» نتیجه یک پژوهش است. علاوه بر تلاش مستندساز برای ترسیم زوایایی مختلف از زندگی سوژه، در طول مستند می توان تلاش تیمی دیگر، خارج از گروه تولید مستند، برای حمایت از عباس را دید.

با اینکه «خالدار» کاملا متکی بر شخصیت محوری است و عباس در طول تمام لحظات در حال نقل خاطراتش از کودکی تا اکنون جلوی دوربین است، مستندساز با یک تکنیک ساده، خاطره گویی مطلق را مبدل به روایتی مبتنی بر فلاشبک می کند. در شروع مستند، عباس را در حال نگهبانی دادن در ورودی یک مرکز ترک اعتیاد می بینیم. قبل از شروع خاطره گویی، او با شخص معتاد دیگری مواجه است که کنار کیوسک نگهبانی نشسته و عباس با او درباره اعتیاد و راه های ترک می گوید. با اینکه در میانه مستند، در مکان هایی مختلف تماما شاهد خاطره گویی عباس از گذشته اش هستیم، اما در سکانس پایانی، مجدد همان مرد معتاد را در کنار عباس و کنار کیوسک نگهبانی می بینیم و این نوع چینش صحنه ها، اینگونه القا می کند که عباس تمام سرگذشتش در طول مستند را برای همین فرد معتاد تعریف نموده است. این تکنیک ساده علاوه بر اینکه به روایت رنگ و بویی تازه بخشیده، کارکرد موثر دیگری نیز دارد. بدین صورت که با حضور یک معتاد در کنار عباس در ابتدا و پایان مستند، می توان اینطور تصور کرد، چنین سرنوشت پر پیچ و خمی که شخصیت محوری طی نموده، برای این معتاد نیز در حال وقوع است. از طرفی مستند با این تکنیک در روایت، اصلِ ماجرا یعنی خود اعتیاد را نیز جلوی چشم بیننده قرار می دهد. به عبارتی از آنجایی که عباس مدتهاست ترک اعتیاد نموده و حالا زندگی نرمالی دارد و فقط در حال بیانِ کلامیِ روزگارِ اعتیاد است، مستند با حضور یگانه او، نمایی از خود فلاکت اعتیاد نداشت. حضور شخص معتاد در کنار کیوسک نگهبانی از نظر به تصویر کشیدنِ حال و روز یک معتاد اهمیت دارد. ما تمام دردی که عباس در دوران اعتیادش کشید را حی و حاضر جلوی خودش می بینیم و مرد معتاد مثل آینه ای گذشته شحصیت محوری را مجسم می کند.

مستند «خالدار» نتیجه یک پژوهش است. علاوه بر تلاش مستندساز برای ترسیم زوایایی مختلف از زندگی سوژه، در طول مستند می توان تلاش تیمی دیگر، خارج از گروه تولید مستند، برای حمایت از عباس را دید. این نشان می دهد مستندساز نتیجه تلاشی علمی یا دانشگاهی برای رهایی یک فرد از اعتیاد که در طول سالیان سال محقق شده است را در قالب مستند ارائه می کند و همین سبب می شود صرفا شاهد اثری احساسی نباشیم. به عبارتی در مستند رویکردی حساب شده وجود دارد تا یک فرد از دام اعتیاد رها شود.

شخصیت عباس دارای جذابیت های زیادی است و البته تیم تولید او را در موقعیت هایی قرار می دهد که منجر به خلق صحنه هایی نمایشی می گردد. به طور مثال رفتن به گودالی در خارج از شهرکه عباس روزهای اعتیادش را آنجا سپری می کرد و مواجه او با سگهایی که همدم او بودند، خود به خود لحظات تاثیرگذاری را خلق می کند. خاطره گویی عباس با رجوع به مکان های مرتبط، رنگ تازه ای می گیرد و مستند فقط بر کلام اکتفا نمی کند. صحنه شرح خاطرات عباس در مورد کشیدن عرق و تولید مشروبات الکلی نیز یکی از این موارد است. رجوع به همان ساختمان که حالا مخروبه است، کمک زیادی می کند تا حس و حال گذشته زنده شود و سندیت گفتار نیز در دسترس باشد.

نهایت اینکه مستند خالدار به خوبی اغلب دلایلی که می تواند یک فرد نمونه را به سمت اعتیاد سوق دهد و همینطور شرایط و ملزوماتی که نیاز است تا همان فرد دوباره به زندگی عادی برگردد را در مستندی شخصیت محور توضیح می دهد.  

به نقد این مستند چه امتیازی می دهید؟


راهنمای امتیازدهی

نقد و نظر خود را برای ما ارسال کنید

بدون دیدگاه